تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٢٠ - سوره الحشر(٥٩) آيات ١ تا ٩
گيريد يا أُولِي الْأَبْصارِ اى خداوندان ديدها يعنى بهبينيد احوال ايشان را و انديشه نمائيد كه خداى تعالى چگونه مؤمنان را برايشان مسلط گردانيد بدون قتال و جدال تا بمرتبه كه بجهة خوف و هيبت مؤمنان همه خانمان را رها كردند و قرار بر فرار دادند و بدانكه معنى اعتبار نظر است در امرى تابان شيئى ديگر كه از جنس آن باشد معلوم كنند پس مراد استدلال است باين بر صدق رسول چه آن حضرت مؤمنان را وعده داده بود كه خداى تعالى ديار و اموال بنى نضير را بدون قتال بايشان كرامت خواهد فرمود و اينخبر موافق مخبر به واقع شد پس آيه دال باشد بر نبوت آن حضرت و چون معنى اعتبار بر صفحه خواطر منقش شد پس بدانكه اين آيه دلالت نميكند بر صحت قياس كه متنازع فيه است ميان ما و مخالفين زيرا كه اعتبار متضمن علم است چنان كه معلوم شد و اهل قياس علم ندارند بترجيع قول خود و هيچ كدام نمى دانند علت اصل آن را مثلا علت ربوا نزد بعضى از ايشان يا كيل است يا وزن يا جنس و نزد بعضى ديگر طعم يا جنس و علت در دنانير و دراهم يا آنست كه آنها از جنس اثمانند يا چيزهاى ديگر و هيچ كدام علم ندارند بر آن پس بر قياس صادق نيايد فحينئذ مخالفين را نرسد كه بآن استمساك كنند بر صحت قياس بعد از آن بيان حكمت ميفرمايد در مامور شدن ايشان بجلا بقوله وَ لَوْ لا أَنْ كَتَبَ اللَّهُ و اگر نه آنست كه خداى نوشته است و بحسب اقتضاى حكمت فرض كرده عَلَيْهِمُ الْجَلاءَ برايشان بيرون شدن از خانمان و آن را واگذاشتن لَعَذَّبَهُمْ هر آينه عذاب ميكردند ايشان را فِي الدُّنْيا در دنيا باستيصال و قتل و سبى هم چنان كه با بنى قريظه عمل نمودند وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ و مر ايشانراست در آن سراى عَذابُ النَّارِ عذاب دوزخ اينكلام مستانف است و معنى آنكه اگر ايشان از عذاب دنيا نجات يافتند از عذاب آخرت ناجى نخواهند شد ذلِكَ اين عذاب كه نامزد ايشان شد از رعب و جلا و عذاب اخرة بِأَنَّهُمْ بسبب آنست كه ايشان شَاقُّوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ مخالفت كردند و معاندت نمودند با خدا و رسول او وَ مَنْ يُشَاقِّ اللَّهَ و هر كه شقاق و خلاف كند خداى را فَإِنَّ اللَّهَ پس بدرستى كه خداى شَدِيدُ الْعِقابِ سخت عقوبت است مر او را و امثال او را آوردهاند كه در زمان محاصره حكم الهى نازل شد كه خرما بنان ايشان را قطع كنند غير از عجوه و بزينه و عبد اللَّه سلام و ابو ليلى ما زنى بدان مهم مامور گشتند ابو ليلى جيد انواع خرما بن را ميبريد و ميگفت بريدن اين يهود را غمناك ميسازد و عبد اللَّه سلام بدترين انواع آن را قطع ميكرد و ميگفت دانم كه خداى تعالى اين نخيل را بدست مسلمانان باز دهد آنچه بهتر است