تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٤١ - سوره الواقعة(٥٦) آيات ١٠ تا ١٩
فضايل و كمالات و از عروة بن زبير نقل كردهاند كه تقدموا تقدموا تقديم جوييد باعمال خير تا شما را بر جميع مردمان مقدم دارند و شبهه نيست در آنكه جامع اين همه سوابق ذات عالى سمات حضرت امير المؤمنين على بن ابى طالب (ع) اما سبق او باسلام و ايمان جميع علما را اتفاقست در آنكه از رجال اول شخصى كه تصديق حضرت رسالت (ص) نمود و بوى ايمان آورد آن حضرت بود و از زنان اول كسى كه بآن حضرت ايمان آورد خديجه كبرى بود ابو ذر غفارى از حضرت رسول (ص) روايت كرده كه آن حضرت خطاب بحضرت امير المؤمنين كرد و فرمود كه
يا على انت اول من آمن بى و اول من يصافحنى يوم القيمة و انت الصديق الاكبر و الفاروق الاعظم تفرق بين الحق و الباطل و انت يعسوب المسلمين و المال يعسوب الظالمين
يعنى يا على تو اول كسى هستى كه ايمان آوردى بمن و تو اول كسى هستى كه مصافحه ميكنى مرا در روز قيامت و تو صديق اكبرى و فاروق اعظمى و تو تفريق ميكنى ميان حق و باطل و تو يعسوب مسلمينى و حال آنكه مال يعسوب ظالمان است اما دليل سبق وى در نماز قول حضرت رسالت است (ص) كه
صلت الملائكة على و على على سبع سنين لانه لم يرفع صلوة من الارض الا منى و من على
يعنى ملائكه مدت هفت سال صلوة فرستادند بر من و بر على زيرا كه در آن مدت نماز هيچكس از زمين مرتفع نشد الا از من و على و اما سبق او در جهاد بر هيچكس پوشيده و پنهان نيست و باجماع جميع امت كسى كه بدو قبله نماز گذارد با حضرت رسالت او بود و معدودى چند از تابعان وى اما وفور فضل و علم او همين قدر كافى است كه فرمود
سلونى ما دون العرش
و مرويست كه روزى اوصاف كمالات امير المؤمنين (ع) را از عبد اللَّه عباس پرسيدند فرمود كه و الله هو احد الثقلين سبق الشهادتين و صلى بالقبلتين و بايع البيعتين و اعطى البستطين و وردت له الشمس مرتين بعد ما غاب عن مقلتين و جرد السيف تارتين و هو صاحب الكرتين و مثله فى الاية كمثل ذى القرنين و ذلك مولاى على بن ابى طالب يعنى بخدا سوگند كه على بن ابى طالب يكى از ثقلين است كه حضرت رسالت (ص) در حين وصيت فرمود كه
انى تارك فيكم الثقلين كتاب اللَّه و عترتى
و او سابق بود بر همه كس باعتراف كردن و اذعان نمودن بتوحيد و نبوت و نماز گذاردن با حضرت رسالت (ص) بدو قبله كه بيت المقدس است و كعبه معظمه و دو بار بيعت نمود با حضرت پيغمبر كه آن بيعت العقبه است و بيعة الشجرة و او را دو بسطت دادهاند بسطت علم و بسطت حلم و دو بار آفتاب از براى او باز گردانيدهاند بعد از آنكه از چشم غايب شده بود و دو نوبت تيغ برهنه كرد اول براى تنزيل دوم براى تأويل و خداوند دو كرت و دو رجعت بود پس مثل او در آيه عجيبه و علامت غريبه مثل ذو القرنين است و