تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٨٣ - سوره الحديد(٥٧) آيات ٢٠ تا ٢٩
آن بپردازد اما اگر صاحب دولتى را مدد توفيق روزگار شده بوسيله اسباب دنيوى در تحصيل مقاصد عقبى سعى نمايد و بسبب آن از مراضى ربانى بهره بردارد دنيا نسبت باو متاع سرور خواهد بود نه متاع غرور و لهذا سعيد بن جبير فرمود كه الدنيا متاع الغرور لمن لم يشتغل بطلب الاخرة و من اشتغل بطلبها فهو له متاع بلاغ الى ما هو خير منه و مصداق اينست حديث حضرت نبوى (ص) كه
نعم المال الصالح للرجل الصالح
و بعد از تحقير دنيا و تصغير امر آن و تنفير بندگان از آن ترغيب ايشان مينمايد در مسابقه نمودن باسباب مغفرت كه علت تامه نجات است از عذاب نيران و وسيله فوز بهشت جاودان و ميفرمايد كه سابِقُوا پيشى گيريد بر يكديگر يعنى مسارعت نمائيد مانند مسارعت سابقان بر يكديگر در دويدن و تاختن اسب در ميدان إِلى مَغْفِرَةٍ بسوى موجبات آمرزشى كه واقع شود مِنْ رَبِّكُمْ از پروردگار شما و از جمله موجبات مغفرت توبه است و استغفار و اداء نمازهاى مفروضه و روزه و صدقه و حج و جهاد و حضور جماعت و مسابقت نمودن بصف اول و تكبير اول و سلمى گفته كه وسيله مغفرة تبعيت حضرت رسالت (ص) است پس معنى آيه آنست كه بشتابيد بمتابعت پيغمبر كه سبب آمرزش است وَ جَنَّةٍ عَرْضُها و پيشى گيريد باستحقاق بهشتى كه پهناى آن كَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ مانند پهناى آسمان و زمين است بشرطى كه همه را صحايف رقيقه سازند و بيكديگر وصل كنند و هر گاه عرض آن باين مثابه باشد پس طول در چه مرتبه باشد و بدانكه علما را در ذكر عرض بدون طول چند وجه است اول آنكه عظم عرض دالست بر عظم طول دوم آنكه طول بدون عرض ممكنست اما عرض بدون طول وجود نمىگيرد سيم آنكه معنى آيه آن است كه عرض بهشت مثل عرض آسمان و زمين است و طول آن بغير از خداى كس نميداند چهارم آنكه عرض اينجا بمعنى بسط است مانند قوله تعالى فَذُو دُعاءٍ عَرِيضٍ و ببايد دانست كه چون بهشت در آسمان هفتم است چنانچه در احاديث ثابت گشته پس منافات نداشته باشد بآنكه عرض آن چون عرض آسمان و زمين است و از حسن منقولست كه خداى تعالى بهشت را فانى سازد و باز اعاده آن نمايد بطريقى كه وصف آن فرموده پس صحيح باشد وصف آن بمثل آن كه عرض آسمان و زمين است و در خبر است كه جبرئيل (ع) اراده آن نمود كه طول بهشت بداند سى هزار سال بپريد ضعيف شد و از حق تعالى مدد قوت خواست حق تعالى او را قوت داد سى هزار بار هر بارى سى هزار سال بپريد پس مناجات كرد كه خدايا بيشتر طى كردهام يا گذشتهام حورى از خيمه خود آواز داد كه اى روح اللَّه چرا زحمت