تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٦٦ - سوره الصف(٦١) آيات ١٠ تا ١٤
اعلاى دين او بِأَمْوالِكُمْ بمالهاى خود كه صرف زاد و راحله و اسلحه مجاهدان كنيد وَ أَنْفُسِكُمْ و بنفسهاى خود كه متعرض قتل و حرب شويد و روايتى كه از ابن عباس ماثور است كه بعضى از اهل اسلام گفتند اگر بدانيم كه بهترين عمل چيست بجد تمام مرتكب آن شويم و نفس و مال خود را در آن صرف كنيم اين آيه آمد كه هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى تِجارَةٍ تُنْجِيكُمْ مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ چون مدتى بر اين بر آمد و بيان اين نازل نشد گفتند كاشكى ميدانستيم كه بيان اين چه چيز است حق سبحانه اين آيه فرستاد كه تؤمنون باللَّه الخ دالست بر استيناف آن و توجه خطاب باهل ايمان و نيز تنبيه است بر اين كه امرى كه بعد از تشوق واقع شود بر نفوس اوقع است در آن و اقرب بقبول آن پس يافتن چيزى بعد از طلب اوقع باشد در نفس از آنكه صادر شود بىتعب ذلِكُمْ آنچه مذكور شد از ايمان و جهاد خَيْرٌ لَكُمْ بهتر است مر شما را از معاملات رابحه إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ اگر هستيد كه دانيد طريق تجارت حقيقى را يعنى اگر عالم شويد بخيرية ايمان و جهاد و معتقد شويد به اينكه آن مؤديست بربح دائمى و نفع سرمدى كه آن فوز است بثواب و نجات از عقاب و تجارت اموال مؤدى بربح فانى هر آينه اجابت آن كنيد و آن را بر ساير ارباح مقدم داريد و قوله يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ جواب امر است كه مدلول عليه است بلفظ خير يا جواب شرط يا استفهام كه سوق كلام دالست بر آن و تقدير اينكه ان تؤمنوا و تجاهدوا يا هل تقبلون ان ادلكم يغفر لكم و بعيد است كه جواب هل ادلكم باشد زيرا كه مجرد دلالت موجب مغفرت نميشود پس معنى كلام آنست كه ايمان آريد و جهاد كنيد تا بيامرزد خداى از براى شما گناهان گذشته شما را يا اگر بگرويد و كارزار كنيد خداى ذنوب شما را مغفور سازد يا آنكه قبول ميكنيد اينكه راهنمايم شما را تا خداى بيامرزد خطيئات شما را وَ يُدْخِلْكُمْ و در آرد شما را در عقبى جَنَّاتٍ تَجْرِي ببوستانهايى كه ميرود مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ از زير اشجار يا غرف آن جويها وَ مَساكِنَ طَيِّبَةً و بمسكنهاى پاكيزه و مستلذه كه واقع شده باشد فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ در بوستانهاى با اقامت كه هرگز از آنجا بيرون نيايند ذلِكَ آنچه ياد كرده شد از مغفرت و ادخال جنت الْفَوْزُ الْعَظِيمُ رستگارى بزرگ است نه آنچه مردمان آن را فوز ميشمردند از طول بقا و حكومت دنيا و ساير امور مشتهيه آن در تفسير طبرسى مذكور است كه حسن بصرى روايت كرده كه تفسير مساكن طيبه را از عمران بن حصين و از ابا هريره پرسيدم گفتند ما معنى آن