تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٥٦ - سوره الطور(٥٢) آيات ٢٠ تا ٢٩
كفار را نيز بفضل خود ببهشت برد و در بعضى روايات آمده كه ذريت صغار عصافير جنت باشند و بدانكه مى تواند بود كه مراد بالحاق ذريت بابا مقارنت ايشان باشد بابا در جمع شدن در مكان واحد در ثواب و مرتبه و اصح آنست كه اجتماع ايشان بابا در مرتبه و درجه باشد بر سبيل تفضل و احسان نه به اينكه حق سبحانه مرتبه ابا را بجهت نقص اولاد حط سازد به اين وجه كه بعضى از ثواب ابا بايشان دهد تا هر دو در ثواب برابر شوند كما قال وَ ما أَلَتْناهُمْ و ما كم نكنيم مِنْ عَمَلِهِمْ از ثواب كردار ايشان مِنْ شَيْءٍ هيچ چيز يعنى فرزندان را بدرجه پدران رسانيم بىآنكه نقصان بثواب ايشان رسد بلكه بكرم و فضل خود اولاد را رفعت درجه ارزانى فرمائيم و بنا بر آنكه الحاق بر سبيل جمعيت باشد اينكلام بر سبيل استيناف خواهد بود پس بجهت تاكيد و مبالغه در اينقول ميفرمايد كه كُلُّ امْرِئٍ هر مرد مكلف بِما كَسَبَ بآنچه كسب كرده باشد رَهِينٌ در گرو است روز قيامت يعنى وابسته است بپاداش كردار خود و بعمل ديگرى مؤاخذ نيست پس هم چنان كه شخصى بنده خود را مثلا مرهون ميسازد به دينى كه بر او است و هم چنين نفس عبد در حكم مرهون است نزد او سبحانه بعمل صالحى كه آن مطالب به است و تخصيص ذكر بذكر بجهت تبعيت اناث است بايشان و خلاصه سخن آنست كه مكلف جزا داده ميشود بآنچه مستحق آنست از ثواب و عقاب و هيچكس بذنب ديگرى مؤاخذ نميشود و از مقاتل منقولست كه معنى آيه آن است كه كافر مرتهن است در نار بسبب آنچه كسب كرده از كفر و شرك و مؤمن مرتهن نميشود بعمل خود كما قال اللَّه تعالى كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ إِلَّا أَصْحابَ الْيَمِينِ آن گه بيان مزيت نعمت ميكند بر اهل ايمان و ميفرمايد كه وَ أَمْدَدْناهُمْ و بيفزائيم مر متقيان را يعنى زياده بر آنچه آرزو داشته باشند بدهيم ايشان را بِفاكِهَةٍ ميوه بجميع انواع آن وَ لَحْمٍ و گوشت با همه اصناف آن مِمَّا يَشْتَهُونَ از آنچه آرزو كنند تخصيص فاكهه و لحم بذكر بجهت آنست كه آنها اعظم نعمند و خلاصه معنى آنست كه ما زياده خواهيم داد بمتقيان انا فانا و وقتا بعد وقت آنچه آرزوى نفس ايشان باشد يَتَنازَعُونَ داد و ستد كنند با يكديگر فِيها در بهشت يعنى بهم دهند و از هم ستانند كَأْساً كاسه مملو از خمر بهشت اصح آنست كه كاس در اينمقام بمعنى خمر است از قبيل تسميه شيء باسم محل و مؤيد اينست تانيث ضمير در قول او سبحانه كه لا لَغْوٌ فِيها يعنى بنوشانيم بايشان خمرى كه هيچ سخنى بيهوده نباشد در آن يعنى در اثناى شرب آن با يكديگر مخاصمت نكنند و بسخنان لغو و بيهوده تكلم ننمايند وَ لا