تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٤٤ - سوره التحريم(٦٦) آيات ١ تا ١٢
نميرساند با وجود مخالفت ايشان با او و تظاهر بر ايذاى او و موجب محابات و اغناى عذاب ايشان نخواهد شد و ميگويد كه ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا بيان كرد خداى مثلى را لِلَّذِينَ كَفَرُوا براى آنان كه نگرويدند امْرَأَتَ نُوحٍ و آن مثل زن نوحست كه واغله نام داشت وَ امْرَأَتَ لُوطٍ و مثل زن لوط كه نام او و اهله يا والعة بود كانَتا تَحْتَ عَبْدَيْنِ بودند اين هر دو زن در زير حكم دو بنده يعنى در حباله ايشان كه آن هر دو بنده مِنْ عِبادِنا از بندگان ما بودند صالِحَيْنِ شايستگان جميع امور فَخانَتاهُما پس خيانت كردند بآن دو بنده بنفاق يا كفر يا نميمه نه زنا زيرا كه جميع زوجات انبيا (ع) از اين مبرا بودند چنان كه از ابن عباس مرويست كه ما بغت امراة من نبى قط و در روايت صحيحه آمده كه زن نوح على نبينا (ع) قوم را گفتى كه نوح ديوانه است و احوال او را من بهتر ميدانم كه دايم با اويم و زن لوط (ع) قوم را از مهمانان لوط خبر كردى تا مهمانان را رنجه كردندى و كسى كه بوى ايمان آوردى بجبابره قوم اخبار كردى تا وى را بگرفتندى و بكشتندى فَلَمْ يُغْنِيا پس دفع نكردند نوح و لوط عَنْهُما از اين دو زن مِنَ اللَّهِ شَيْئاً از عذاب خدا چيزى را يعنى ازدواج و وصال ايشان بآن دو زن فايده بايشان نداد بلكه زن نوح (ع) بطوفان غرق شد و بر سر زن لوط سنگ باريد وَ قِيلَ و گفته شد در حين موت يا گفته خواهد شد روز قيامت و اعله و واهله را ادْخُلَا النَّارَ در آئيد بآتش دوزخ مَعَ الدَّاخِلِينَ با در آيندگان ديگر از كافران كه هيچ وصلتى نباشد ميان ايشان و پيغمبران حاصل مثل آنست كه حال كفار و منافقان در معاقبت بر كفر و عدوات بمؤمنان مانند معاقبه مثل ايشان است از امم ماضيه بدون تفاوت و لحمه نسب يا مواصلت مصاهرت هيچ نفع بايشان نخواهد رسانيد زيرا كه عدوات و كفر ايشان بخدا و رسول قاطع علايق و وصلت ايشان است و اگر چه آن سبب و نسب ايشان با انبيا باشد هم چنان كه مواصلت زن نوح و زن لوط كه هيچ نفع بايشان نرسانيد و در كشاف آورده كه ذكر من عبادنا بجهت آنست كه چون مبناى تمثيل بر وجود صلاحست در انسان و بسبب آن فوز و فلاح و قرب حاصل ميشود نزد حضرت عزت نه غير آن از اينجهت فرمود كه ايندو پيغمبر دو بنده بودند مانند ساير عباد كه هيچ فرق ميان ايشان و عباد نبوده مگر بصلاح ما تا اشعار باشد بر آنكه بنده رجحان ندارد مگر بصلاح و هيچ صفتى ديگر موجب رجحان نميشود مگر صلاحيت و شبهه نيست در آنكه اين تمثيل بعد از ذكر تظاهر حفصه و عايشه در ايذاى پيغمبر (ص) تحذير و تهديد