تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٩٩ - سوره القمر(٥٤) آيات ١٠ تا ١٩
بِأَعْيُنِنا بنگاه داشت ما يا بحر است اولياى ما و كسانى كه بر آن موكل بودند از فرشتگان و حقيقت معنى اعين و ايراد آن بصورت جمع در سورة الطور مذكور شد حاصل كه مؤمنان را بر آن كشتى سوار كرديم جَزاءً براى ثواب و پاداش لِمَنْ كانَ كُفِرَ براى كسى كه كافر شده بودند قوم او بر او و بدو نگرويدند يا كسى كه كفر آن و ناسپاسى كرده بودند بر نعمت وجود او مراد نوح است (ع) مرويست كه همه كفار در آن روز بطوفان هلاك شدند الا عوج بن عنق كه آب تا بزير پشت و كمر وى بود و گفتهاند كه سبب نجات وى آن بود كه نوح بجهت ساختن كشتى بساج احتياج داشت و نقل آن از بلاد شام متعسر بود عوج بشام آمد و چوبها كه محتاج اليه بود بر گردن گرفت و نزد نوح آورده حق سبحانه بجهت اين تاخير عذاب او نمود و او را غرق نساخت وَ لَقَدْ تَرَكْناها و بدرستى كه باقى گذاشتيم اين قصه را كه متضمن هلاك كافرانست و انجاى مؤمنان آيَةً نشانه در ميان مردمان تا از آن عبرت گيرند يا گذاشتيم كشتى نوح را در زمين قرى كه از ارض جزيره است يا بر كوه جودى علامتى و عبرتى در قصص آوردهاند كه اوايل اين امت كشتى نوح را ديدهاند و از قتاده نيز منقولست كه آن كشتى تا بعهد رسول بود و مردم آن را ميديدند و از آن عبرت ميگرفتند و بسيار كشتيها از چوبهاى آن ساختند فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ پس هيچ پند گيرنده هست كه از اين عبرت گيرند فَكَيْفَ كانَ پس چگونه بود عَذابِي عقوبت من در دينى كه همه را بطوفان هلاك كردم وَ نُذُرِ و بيم كردن من قوم نوح را بعذاب بوسيله تبليغ وى قبل از آنكه برايشان نازل شود يا ترسانيدن من بتعذيب ايشان جماعتى را كه بعد از ايشان بودند ايراد استفهام بجهت تعظيم وعيد است يعنى چگونه يافتند انتقام كشيدن من از ايشان و انذار نمودن من مر ايشان را و ميتواند بود كه نذر صيغه جمع باشد يعنى چگونه بود انذارات من وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ هر آينه ما آسان گردانيديم قرآن را بحسن بيان و ظهور برهان لِلذِّكْرِ براى ياد كردن امم ماضيه و متعظ شدن بآنچه آن جامع انواع مواعظ شافيه و عبرات وافيه است يا براى حفظ كردن آن بجهت اختصار و عذوبت الفاظ از مجاهد منقولست كه از كتب سماوى هيچ كتابى نيست كه او را از بر خوانده باشند مگر قرآن فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ پس هيچ قبول كننده مواعظ هست تا بآن متذكر شود و پند گيرد و گويند كه معنى آنست كه هل من طالب يحفظه ليعان عليه هيچ طلبكننده حفظ قرآن هست تا معاونت نموده شود بر او حق سبحانه اين هر دو آيه را در اين سوره مكرر ذكر فرموده تا