تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٠١ - سوره القمر(٥٤) آيات ٢٠ تا ٢٩
ماند چون تنه درخت خرما كه بيسر و شاخ باشد و عياشى باسناد خود از ابو جعفر (ع) روايت كرده كه آن باد برميكند مردمان را از جاى خود و بگردن بر زمين ميزد و گردنهاى ايشان درهم ميشكست و بجهت اين سرهاى ايشان از ابدان ساقط ميشد مانند تنه خرما كه بيسر باشد فَكَيْفَ كانَ عَذابِي پس چگونه بود عذاب كردن من ايشان را وَ نُذُرِ و وعيدى كه ايشان را بآن بيم كردم تكرير اين ثانيا بعد از ذكر آن اولا بجهت تهويل است و گويند اول بجهت بيان وعيد است بعذاب دنيا و ثانى براى ذكر انذار بعقاب عقبى وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ و بدرستى كه ما آسان ساختيم قرآن را لِلذِّكْرِ براى پند گرفتن يا حفظ نمودن فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ پس آيا هيچ پندگيرنده هست كه از اين متعظ شود كَذَّبَتْ ثَمُودُ تكذيب كردند قوم ثمود صالح را (ع) بِالنُّذُرِ به بيم كردن و پند دادن يا بانذارات و مواعظ وى يا بجهة تكذيب جميع رسل كه از جمله ايشان صالح است فَقالُوا أَ بَشَراً مِنَّا پس گفتند آيا آدمى را كه از جنس ما است واحِداً منفرد و يگانه كه هيچ تبعى و خشمى ندارد نَتَّبِعُهُ پيروى كنيم او را استفهام بر سبيل انكار است يعنى تابع شخصى نميشويم كه مماثل ما است و هيچ فضلى و مزيتى ندارد بر ما و بيكس و بىيار و بىخويش و تبار است إِنَّا إِذاً بدرستى كه ما اينهنگام كه متابعت او كنيم باشيم لَفِي ضَلالٍ در گمراهى وَ سُعُرٍ در آتشهاى سوزان اينكلام صالح (ع) بود كه در اول مرتبه با قوم خود ميگفت كه اگر تابع قول من نشويد از طريق حق گمراه باشيد و در آخرت بآتش ميزان گرفتار گرديد ايشان آن را معكوس ساخته باو گفتند كه اگر ما تابع تو شويم در ضلالت افتيم و از اهتدا دور مانيم و در آخرت بآتش سوزان گرفتار گرديم و گويند كه ضلال بمعنى انحراف است از طريق اباء و اجداد سعر و بمعنى جنون ماخوذ از ناقة مسعودةاى مجنونة يعنى اگر پيروى تو كنيم از طريق پدران خود منحرف شده باشيم و در آن خطا كرده از عقل و ادراك بيرون رفته و بعضى صدر اين آيه را به اين وجه تفسير كردهاند كه آيا ما كه جماعت بسياريم تابع يك مرد شويم اما تفسير اول الصق است بقول ايشان كه أَ أُلْقِيَ آيا القا كرده شده است الذِّكْرُ عَلَيْهِ وحى بر او مِنْ بَيْنِنا از ميان ما و حال آنكه در ميان ما اولى و احق از او يافت مى شود و در اخبار نبوت اين انكار است از نزول وحى بر او و اختصاص او بآن در ميان ايشان بَلْ هُوَ نه چنين است كه وحى مختص باو باشد بلكه او كَذَّابٌ دروغگو است أَشِرٌ خودپسند و متكبر و مى