تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٦٠ - سوره الطور(٥٢) آيات ٣٠ تا ٣٩
آن پس حق سبحانه بجهة الزام حجت برايشان ميفرمايد كه اگر قرآن بر بافته محمد باشد فَلْيَأْتُوا پس بايد كه بياورند ايشان بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ سخنى مانند قرآن در فصاحت و حسن بيان و براعت إِنْ كانُوا صادِقِينَ اگر باشند راستگويان در آنكه قرآن را از خود ميتوان ساخت زبده سخن آنست كه اگر قرآن بر بافته محمد (ص) است پس ايشان كه فصحا و بلغاى عربند گو مانند اينحديثى انشا كنند زيرا كه مثل محمد (ص) در فصاحت و براعت و بلاغت در ميان ايشان هست پس بايد كه ايشان نيز مثل آن را بياورند و چون كه همه از آن عاجزند پس معلوم ميشود كه قرآن كلام ملك علام است نه سخن محمد (ص) بعد از آن برايشان احتجاج مىآورد بابتداى خلق بر اينكه أَمْ خُلِقُوا آيا آفريده شدهاند مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ بىچيزى يعنى آيا ايشان بىخالقى و محدثى مخلوق گشتهاند و بجهة اينست كه بعبادت او اشتغال نمىنمايند يا آيا ايشان مخلوق شدهاند نه از براى كارى يعنى ببعث و بازيچه كه اصلا قلم تكليف برايشان نباشد و اوامر و نواهى برايشان متراتب نشود و حساب ايشان نكنند و جزاى ايشان ندهند يا آيا آفريده گشتهاند بىپدر و مادر همچو ساير جمادات و بجهة اينست كه تعقل امور نميكنند و اين نيز ظاهر البطلانست أَمْ هُمُ الْخالِقُونَ يا آنكه ايشان آفرينندگاناند مر خود را و بواسطه اين اقرار بخالق خود نميكنند و وجود آن محال زيرا كه محدث بىمحدث ممكن نيست چه ممكن در وجود خود محتاج است بغير ممكن پس ممكن ايجاد ممكن نتواند كرد و چون اينهمه باطلست پس البته عدم تصديق ايشان بجهة عناد و استكبار است نه آنكه عقول ايشان درك نميكنند آيات باهره و معجزات ظاهره را كه دالند بر نبوت حضرت خاتميت و صدقيت دعوى وى نيز بر سبيل الزام و حجت ميفرمايد كه أَمْ خَلَقُوا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ آيا آفريدهاند آسمانها و زمينها را و آن نه چنين است بَلْ لا يُوقِنُونَ بلكه بيقين در نمىآيند به اينكه خالق جميع ممكنات واجب الوجود است و بواسطه عناد و استكبار هميشه بر گرد گمان ميگردند أَمْ عِنْدَهُمْ آيا نزديك ايشانست خَزائِنُ رَبِّكَ خزاين هاى فضل پروردگار تو تا نبوت بهر كه خواهند دهند يا خزائن علوم الهى در دست ايشان است تا بدانند كه لايق منصب نبوت كيست أَمْ هُمُ الْمُصَيْطِرُونَ آيا ايشان غالبانند و مسلط شدگان بر همه اشيا تا مدبر امور ربوبيت شوند و بناى جميع چيزها بر اراده و مشيت خود نهند و بجهة آن هر چه خواهند كنند و هر شخصى را كه خواهند منصب رسالت دهند أَمْ لَهُمْ آيا مر ايشان را است سُلَّمٌ