تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٥٥ - سوره الواقعة(٥٦) آيات ٧٠ تا ٧٩
سبحانه است و حرث كه شق ارض است و القاى بذر در آن از فعل شما لَوْ نَشاءُ اگر خواهيم يعنى مصلحة ما تقاضا نمايد كه آنچه كشتهايد آن را درهم شكنيم و خشك گردانيم قبل از بلوغ آن لَجَعَلْناهُ هر آينه گردانيم آن را حُطاماً گياهى درهم شكسته پيش از رسيدن آنكه منتفع به نباشد در مطعم يا گاه بيدانه على اختلاف التفسيرين فَظَلْتُمْ تَفَكَّهُونَ پس همه روز تعجب كنيد از آن قضيه و بليه تا پشيمان گرديد از تعبى كه در حرث آن كشيده باشيد و تاسف خوريد از انفاقى كه در آن كرده باشيد يا ملامت كنيد نفس خود را بر تفريط و تقصير در طاعت كه سبب اين خسارت شده و اصل تفكه تنقل است به صنوف فاكهه و در اينمقام مستعار است براى تنقل بحديث يعنى هميشه منتقل شويد بحديث آن و پيوسته بر سبيل تاسف و تعجب تحدث نمائيد در آن و گوئيد با يكديگر كه إِنَّا لَمُغْرَمُونَ آيا ما الزام كرده شدگانيم بغرامت و خسارت آنچه انفاق آن كرديم يا هلاك شدگانيم بسبب هلاكت و فوت روزى و بنا بر اين معنى مغرم از غرام مشتق است كه بمعنى هلاكت است نه از غرامت و نزد ابن عباس مغرمون بمعنى معذبونست و عذاب قسمى از غرامت است و حفض انا مىخواند بطريق خبر يعنى البته ما تاوان زدگانيم بعد از آن ترقى نموده گويند بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ بلكه ما محروم و بىبهره ماندگانيم از روزى و هيچ حظى و بختى نداريم كه اگر ما را حظى و بختى بودى اين قضيه بر ما واقع نشدى وجه ترقى از مغروم به محروم آنست كه محروم آن كسى را گويند كه هيچ چيزى نداشته باشد و مغروم آنكه او را فى الجمله چيزى باشد انس روايت كند كه روزى حضرت رسول (ص) بزمينى از زمينهاى ناكشته بگذشت فرمود كه چرا اين زمين را حراثت نكردهاند گفتند بجهة اينكه ميترسيم كه باران كم بارد و از محصول محروم مانيم فرمود كه شما تخم در زمين كنيد و امور مفروضه خود را از دست مدهيد كه روياننده خدا است أَ فَرَأَيْتُمُ آيا پس ديدهايد الْماءَ الَّذِي تَشْرَبُونَ آبى را كه مىآشاميد يعنى خبر دهيد از آن آب شيرين لطيف كه بجهة تسكين عطش و حفظ حيات مىآشاميد أَ أَنْتُمْ أَنْزَلْتُمُوهُ آيا شما فرو فرستاده ايد آن را مِنَ الْمُزْنِ از آبرو گويند كه مزن ابر سفيد است كه آب آن شيرينتر است از آب ابرهاى ديگر أَمْ نَحْنُ الْمُنْزِلُونَ يا ما فرستادهايم آن آب را
لَوْ نَشاءُ اگر خواهيم جَعَلْناهُ هر آينه گردانيم آن آب را أُجاجاً تلخ و شور كه هيچكس نتواند كه شرب آن كند از شدت مرارت و