تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٥٧ - سوره الواقعة(٥٦) آيات ٧٠ تا ٧٩
آتش دوزخ متذكر شويد و گويند معنى آنست كه اين آتش را نمونه آتش دوزخ گردانيدهايم و مقوى اين قولست آنچه مرويست از حضرت رسالت (ص) كه
ناركم هذه التي توقدها بنو ادم جزء من سبعين جزء من نار جهنم
يعنى اين آتش شما كه مىافروزند آن را فرزندان آدم جزويست از هفتاد جزو آتش دوزخ يا آنكه اين آتش را ببصيرت شما ساختيم تا اهل بصيرت بدانند كه هر كه قادر است بر احداث آتش از درخت سبز و تركه متضمن اجزاى مائيه است كه در كيفيت ضد آتشست هر آينه قادر باشد بر تازه ساختن نهال وجود انسان بعد از خشكى و پژمردگى آن وَ مَتاعاً و گردانيديم آن را برخوردارى يعنى سبب نفع گرفتن لِلْمُقْوِينَ مر كسانى را كه نزول كنندهاند در قواء كه بيابانيست كه از آبادانى خالى باشد يعنى آن را منفعت مسافران گردانيديم يا منفعت كسانى كه بطون ايشان از طعام خالى باشد و بنا بر اين مقوين مأخوذ است از اقويت من ايام اى لم اكل شياء و بنا بر معنى اول اكتفاء بذكر احد الضدين است چنان كه سَرابِيلَ تَقِيكُمُ الْحَرَّ كه مراد حر و برد است يعنى آتش را سبب انتفاع جميع مردمان گردانيديم تا در تاريكى بروشنايى آن مىنشينند و در سرما بآن گرم ميشوند و در طبخ و غير آن بدان نفع ميگيرند و بدانكه چون او سبحانه ذكر اشيايى نمود كه دالند بر انعام نعم بر خلقان و علم و قدرت در عقب آن امر بتسبيح و تنزيه نموده ميفرمايد كه فَسَبِّحْ پس تسبيح كن بِاسْمِ رَبِّكَ بنام پروردگار خود الْعَظِيمِ كه بزرگ است مراد آنست كه ذات او را بپاكى ياد كن چه اطلاق اسم شيئى ذكر آن شيئى است و لفظ عظيم با صفت اسم است و يا صفت رب يعنى اسمى كه بزرگ است يا خدايى كه بزرگوار است و تعقيب امر بتسبيح بعد از تعداد بدايع صفت و انعام عظيمه او يا بجهت تنزيه او سبحانه است از قول جاحدان وحدانيت و كافران نعم او يا بجهة تعجب از امر ايشان در كفران ايادى ظاهره و يا بجهت شكر گذارى بر نعم معدوده و گويند كه اين امر است بقول سبحان ربى العظيم و بحمده و در روايت صحيحه وارد شده كه چون اين آيه نازل شد پيغمبر (ص) فرمود كه
اجعلوها فى ركوعكم
بگردانيد اين را در ركوع خود يعنى ذكر ركوع خود سازيد بعد از آن بجهت تاكيد حقيقت قرآن و بزرگوارى آنكه متضمن وقوع بعث و نشر است و وضوع صدق آن ميفرمايد كه فَلا أُقْسِمُ پس سوگند نميخوريم بر آنچه بعد از اين مذكور خواهد شد از حقيت قرآن و بزرگوارى آن زيرا كه امر آن اوضح از آنست كه احتياج بقسم داشته باشد و ميتواند بود كه لام مزيده باشد براى تاكيد مانند (لئلا يعلم اللَّه الكتاب) يعنى البته سوگند مىخورم يا آنكه در تقدير فلانا اقسم باشد كه حذف مبتدا شده باشد و اشباع فتحه لام ابتداء كرده