تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٥٨ - سوره الواقعة(٥٦) آيات ٧٠ تا ٧٩
يعنى هر آينه من قسم ياد ميكنم و ابو عمرو كه فلا قسم خوانده مؤيد اينست چه در اين صورت لام ابتدائيه است مانند لام لزيد منطلق نه لام قسم زيرا كه صحت لام قسم بدو امر است يكى آنكه نون تاكيد مقارن آن باشد چون و اللَّه لافعلن دوم آنكه لأفعلن كه در جواب قسم واقع شود براى استقبال باشد و فعل قسم براى حال و اين جا هر دو امر مفقوداند يا آنكه ذكر لا بجهت رد آن چيزى باشد كه مخالف مقسم عليه باشد يعنى نه آن چنانست كه كفار ميگويند كه قرآن سحر است يا شعر يا كهانت بلكه سوگند مىخورم بِمَواقِعِ النُّجُومِ بمواضع وقوع ستارگان يعنى بمغارب و مساقط ايشان و در تفسير بيضاوى مذكور است كه تخصيص مغارب بجهت آنست كه غروب دليل زوالست و بزوال اثر استدلال توان كرد بر وجود مؤثرى كه تاثير او را زوال نيست و صاحب كشاف آورده كه تخصيص مغارب بجهت آنست كه حق سبحانه را در آخر شب كه وقت غروب نجومست افعال مخصوصه عظيمه باشد يا آنكه ملائكه را در آن وقت عبادات معلومه باشد يا بجهة آنكه آن وقت زمان قيام متهجد انست و عبادت صالحان و عرض نياز محبان و نزول رحمت و رضوان بر ايشان و لهذا سوگند بمواقع آن خورده و استعظام آن نموده بقوله وَ إِنَّهُ بدرستى كه آنچه خداى بآن سوگند خورده لَقَسَمٌ هر آينه سوگنديست لَوْ تَعْلَمُونَ اگر دانيد عَظِيمٌ بزرگ قدر و در نظر عقل بسيار معتبر اين اعتراضيست در ميان اعتراض چه جمله مصدره بان معترضه است ميان قسم و مقسم عليه و نو تعلمون معترضه است ميان موصوف و صفت يا آنكه مراد بمواقع النجوم منازل آنها باشد كه بروج دوازدهگانهاند كه مساير آنهاست چه آنها متضمن دلايل عظم قدرت و كمال حكمت او سبحانه است يا آنكه مراد بمواقع انكدار و انتشار آنست در روز قيامت يا مراد انوائيست كه اهل جاهليت در وقت نزول امطار ميگفتند كه مطرنا نبأ كذا يعنى بسبب فلان ستاره باران بما نازل شده و از ابو جعفر و ابو عبد اللَّه (ع) مرويست كه مراد از آن نجوميست كه مأمور شده بودند بر واقع شدن بر شياطين و آن وقت مولود حضرت پيغمبر (ص) بوده و هنگام بعث او و از ابن عباس مرويست كه مراد مواضع وقوع آيات قرآنيست كه متفرقه نازل شده يعنى باوقات نزول آن و بعضى ديگر گفتهاند كه مواقع آن آيات دل مقدسه حضرت رسالتست (ص) و در اين صورت ذكر آن بصورت جمع با وجود اتحاد دل مطهر آن حضرت باعتبار تعدد نجومست چه بر هر نجمى صادقست كه او را موقعيست و نزول قرآن بر قلب مبارك وى بنص نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى قَلْبِكَ ثابت شده و امام كسايى كه موقع خوانده مؤيد اين قولست و در عين المعانى آورده كه مواقع نجوم مساجد و مقابر صحابه است كه مشبهاند بنجوم كما
قال اصحابى كالنجوم
و بر هر تقدير جواب قسم اينست كه إِنَّهُ بدرستى