تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٥٦ - سوره الواقعة(٥٦) آيات ٧٠ تا ٧٩
ملوحت آن فَلَوْ لا تَشْكُرُونَ پس چرا شكر نميگوئيد خدا را بر امثال اين نعمتهاى ضرورية صاحب كشاف آورده كه چون كلمه لو معلق جمله ثانى است بر اول مثل تعليق جزا بشرط و محض شرط نيست مانند ان و عامل هم نيست هم چنان كه ان و باتفاق جميع علما سرايت بمعنى شرط در جملتين از حيثيت آنست كه مفيد امتناع ثانيست مر امتناع اول را از اين جهة محتاج است در جواب خود بنصب آنچه علامت اين تعلق باشد پس بجهة اين لام را زياده كردهاند تا علم آن باشد و اين هنگام كه علمية آن مشهور شد جايز است كه حذف آن كنند زيرا كه چيزى كه معلوم و مشهور گشت و مالوف مأنوس شد جايز است كه اسقاط آن كنند از لفظ بجهة استغناى ان بمعرفت سامع آن و از اينجا است كه رؤبه كه از فصحاى عرب بود در جواب كسى كه باو گفته كه كيف اصبحت فرموده كه خير بحذف حرف جر بجهة علم همه كس بمكان حرف جر و تساوى حال حذف و اثبات ان بواسطه شهرت ان فحينئذ حذف لام در جعلنا بجهة اختصار لفظ است و ثبوت آن بحسب معنى است و ديگر آنكه قرب مسافت بين الشرطين معنى است از ذكر آن در شرط ثانيه و دور نيست كه گوئيم كه چون اين لام مفيد بمعنى توكيد است پس ايراد آن در آيه مطعوم و ترك آن در آيه مشروب بجهة دلالت است بر آنكه امر مطعوم بحسب ذات مقدم است بر امر مشروب و وعيد بفقدان مطعوم اصعب است از وعيد فقدان مشروب زيرا كه احتياج بمشروب بجهة تبعيت آنست بمطعوم و لهذا آيه مطعوم بحسب وضع مقدم واقع شده بر آيه مشروب و نيز بجهة استدلال بر قدرت خود ميفرمايد كه أَ فَرَأَيْتُمُ آيا پس ديديد النَّارَ الَّتِي تُورُونَ آتشى را كه بيرون ميآريد يعنى خبر دهيد از بيرون آوردن آتش از درخت سبز أَ أَنْتُمْ ايا شما أَنْشَأْتُمْ بيافريدهايد شَجَرَتَها درخت آتش را كه ان مزوج عقار است أَمْ نَحْنُ الْمُنْشِؤُنَ يا ما پيداكننده و آفرينندهايم و در سورة يس سمت ذكر يافت كه اهل بوادى شاخى از شجره مرخ كه مذكر ميگويند و شاخى از شجره عقار كه انثى ميخوانند بهم ميسايند و حق سبحانه نزد اين حال بقدرت غالبه خود از ميان اين دو شاختر كه آب از آن ميچكد آتش بيرون ميآرد و اينجا ميفرمايد كه اى اهل عناد چون هيچكس اسناد اين قدرت بخود نمى تواند داد پس بايد كه معترف شويد بقدرت ما بر آن و بر ان استدلال كنيد بر آنكه ما قادريم بر جميع امور ممكنه كه از جمله آن بعث و نشور است نَحْنُ جَعَلْناها ما گردانيدهايم آتش را تَذْكِرَةً يادكردنى تا چون او را ببينيد آتش دوزخ را ياد كنيد و از اينجهة است كه همه اسباب معايش را بآن تعليق كردهايم و همه شما را محتاج آن ساخته تا اكثر اوقات نزد شما حاضر باشد و آن را منظور نظر داشته از