تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٩٧ - سوره المجادلة(٥٨) آيات ١ تا ٩
على يا منى يا عندى يا معى كظهر امى يا مثل ظهر امى و همچنين جايز است كه ترك صله كنند و گويند انت كظهر امى و اگر تشبيه بغير ظهر باشد ظهار واقع نميشود چون يد امى يا شعر امى يا بطن امى و غير آن جهت اقتصار بر منطوق نص و اگر گويد كامى يا زوج امى با قصد كرامت واقع نمى شود و بدون قصد نيز واقع نميشود بر مذهب اصح و اگر با زوجه گويد يدك يا رجلك يا ثلثك يا نصفك على كظهر امى واقع نشود و واقع نميشود اگر تشبيه كند زوجه را بظهر رحمى خواه نسبى و خواه رضاعى بنا بر قول مشهور و نزد مخالفين ظهار واقع ميشود به تشبيه زوجه بجزء مشاع ظهار يا بعضوى كه حرام باشد نظر مردان بر آن از اجزاء و اعضاء محارم خواه نسبى و خواه رضاعى و شرط است در وقوع ظهار سماع عدلين و در مظاهر بلوغ و كمال عقل و اختيار و قصد و در مظاهر عنها ظهرى كه در آن مجامعت واقع نشده باشد هر گاه كه در سن من تحيض باشد و زوج حاضر باشد يا در حكم حضور و در اشتراط دخول تردد است و مروى اشتراط است و در وقوع آن بمستمتع بها دو قولست و اشبه قولين وقوعست چنان كه دانسته شد و همچنين موطوئه بملك و در روايت واقع شده كه مملوكه مثل حره است و مخفى نيست در آن كه ظهار بجهت وصف آن بمنكر حرامست در شرع اما چون كه در عقب آن ذكر مغفرت و رحمت واقع شده ملحق به صغائر است كه معفو عنها است و بعد از بيان انكار ظهار تبيين حكم آن ميفرمايد بقوله وَ الَّذِينَ يُظاهِرُونَ و آنان كه در جاهليت عادت ايشان اين بوده باشد كه مظاهره كرده باشند مِنْ نِسائِهِمْ از زنان خود پس آن را قطع نمايند باسلام ثُمَّ يَعُودُونَ بعد از آن باز گردند لِما قالُوا بسوى آنچه گفتهاند يعنى بار ديگر آن را اعاده نمايند در زمان اسلام فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ پس برايشان است آزاد كردن بنده و ميتواند بود كه مراد بالذين اهل ايمان باشند و مراد بعود رجوع باشد بآن بر وجه تدارك چه متدارك امرى عايد است بآن و مثل اينست مثل عرب كه عاد غيث على ما افسد اى تداركه بالاصلاح و اين قول مفسران است پس معنى اين باشد كه مؤمنانى كه مظاهره كنند از زنان خود و بعد از آن باز گردند بتدارك و تلافى آنچه آن قول مقتضى آن بود و بنقض آن ميل نمايند پس برايشان است آزاد كردن بنده حاصل كه تدارك اين قول به اين وجه است است كه زوج كفاره بدهد تا راجع شود حال او با زوجه بآن طريق كه پيش از ظهار بود يعنى تا زوجه بر او حلال شود و محتمل است كه معنى لما قالوا اين باشد كه لما حرموه على انفسهم بلفظ اظهار يعنى رجوع كنند بآنچه آن را حرام گردانيده باشند بر نفسهاى خود از تماس مزوجات بسبب ظهار پس بنا بر اين معنى لما قالوا تنزيل مقول باشد در منزله مقول فيه و اين قول اجود است زيرا كه موافق قول اصحاب ما است در تفسير عود باراده رجوع و ح اضمار اراده در اين مقام مثل