تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٤ - سوره الذاريات(٥١) آيات ٤٠ تا ٤٩
بر خوريد از زندگانى خود و نفع گيريد از عمر و مال خود حَتَّى حِينٍ تا هنگام عذاب كه بعد از گذشتن سه روز خواهد بود كما قال تَمَتَّعُوا فِي دارِكُمْ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ فَعَتَوْا پس سر كشيدند عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ از فرمان آفريدگار خود و بتدارك ما فات و رفع سيئات اشتغال نمودند فَأَخَذَتْهُمُ پس گرفت ايشان را الصَّاعِقَةُ عقوبتى بيهوش كننده و هلاك سازنده بعد از سه روز وَ هُمْ يَنْظُرُونَ و حال آنكه ايشان ميديدند آن را بمعاينه چه آن در روز بر ايشان نازل شد و گويند كه عمالقه كه با ايشان بودند در آن سه روز بوادييى رفتند و در حين وقوع صاعقه در ايشان مينگريستند و مراد از صاعقه صيحه جبرئيل است يا آتش نازل از آسمان چنان كه مرا را سمت ذكر يافته فَمَا اسْتَطاعُوا مِنْ قِيامٍ پس نتوانستند از جاى برخواستن يعنى قادر نبودند بر آنكه برخيزند و از عذاب بگريزند كما قال فَأَصْبَحُوا فِي دارِهِمْ جاثِمِينَ و ميتواند بود كه اين كنايه باشد از عجز ايشان بر دفع عذاب يعنى طاقت آن نداشتند كه قيام نمايند باصلاح مهم و رفع عذاب از خود وَ ما كانُوا مُنْتَصِرِينَ و نبودند انتقام كشندگان از ما يا يارى دهند گان يكديگر را در دفع عقاب و قوله وَ قَوْمَ نُوحٍ منصوبست بفعل مقدر كه آن اهلكنا است و قرينه حذف آن سوق كلام سابق است يعنى هلاك كرديم قوم نوح را و ميتواند بود كه نصب آن بتقدير اذكر باشد يعنى ياد كن اى محمد قصه نوح را مِنْ قَبْلُ كه پيش از امم مذكوره بودند و ميتواند بود كه منصوب بنزع خافض باشد يعنى در قصه قوم نوح آيتى است مر اهل عبرت را إِنَّهُمْ كانُوا بدرستى كه ايشان بودند قَوْماً فاسِقِينَ گروهى بيرون رفتگان از استقامت ايمان بسبب كفر و طغيان و قصص انبيا و امم ايشان در محال خود بر سبيل تفضيل سمت تحرير پذيرفته فليطالع ثمة و بعد از ذكر امم مكذبه و استيصال ايشان بيان كمال قدرت و تذكير نعمت خود ميكند بقوله وَ السَّماءَ بَنَيْناها و آسمان را بنا كرديم و آن را بلند برافراشتيم بِأَيْدٍ بقوت خود و اين مصدر اد يئيد است و تنكير آن بجهت تفخيم است يعنى بناى آسمان كرديم بقوت كامله خود وَ إِنَّا لَمُوسِعُونَ و ما تواناييم بر بناى آن يا قادر بر آفريدن چيزى كه اعظم از آن باشد و آن مشتق است از وسع كه بمعنى طاقت است و ميتواند كه مشتق از وسعت باشد و معنى اينكه ما گشاده كنندهايم آسمان را يا آن چيزى را كه ما بين آسمان و زمين است يا فراخ كنندهايم روزى را بر بندگان بارسال باران يا علم واسع است بهمه امور يعنى دانائيم بجميع اشيا