تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٢ - سوره الذاريات(٥١) آيات ٣٠ تا ٣٩
بودند البته حق سبحانه ايشان را ناجى ميساخت تا معلوم عباد شود كه ايمان حافظ اهل خود است و ميتواند بود كه اينكلام او سبحانه باشد كه بطريق حكايت بپيغمبر خود گفته باشد نه كلام ملائكه و معنى آن بر اينوجه است ما كه خداونديم بيرون آوريم اهل ايمان را از قرى مؤتفكه و غير از يك خانه اهل اسلام نيافتيم كه بسمت اسلام متسم باشند و گذاشتيم در آن قرى علامتى از براى خايفان از عذاب نيران و بدانكه بعضى استدلال كردهاند به اين كلام بر اتحاد ايمان و اسلام و اين ضعيفست زيرا كه آن همين مفيد صدق مؤمن و مسلم است بر كسى كه تابع لوط بوده و اين موجب اتحاد و مفهوم ايمان و اسلام نمى شود بجهت آنكه جايز است صدق مفهومات كليه بر ذات واحد پس وصف ايشان به ايمان و اسلام بجهة آنست كه هيچ مؤمن نيست الا كه متصف است به ايمان كه عبارتست از تصديق بجميع آنچه حق سبحانه بآن امر و نهى فرموده و به اسلام كه بمعنى استسلام است از براى وجوب عمل بآنچه حق سبحانه بندگان را بآن تكليف نموده حاصل كه فرشتگان به ابراهيم گفتند كه ما همه اهل مؤتفكه را هلاك خواهيم ساخت مگر جماعتى را كه از اهل ايماناند وَ تَرَكْنا و باقى خواهيم گذاشت فِيها در آن ديهها آيَةً علامتى از عذاب كه آن احجار مسمومه است يا احجار منضوده يا اسود ادمياه منتنه لِلَّذِينَ براى عبرت كسانى كه يَخافُونَ الْعَذابَ الْأَلِيمَ بترسند از عذاب دردناك يعنى ديده اعتبار گشوده بوسيله كسب ايمان مثل آن عذاب را از خود باز دارند تخصيص اهل خوف بجهة آنست كه جماعتى كه قساوت قلب داشته باشند و بنهايت عناد و طغيان رسيده باين علامت متنبه نخواهند شد و ببايد دانست كه چون ترك ضد فعل است كه متعلق قدرتست پس سزاوار آنست كه آن بمعنى ابقا حمل كرده شود تا متعلق قدرت باشد و بعد از ذكر حكايت ابراهيم (ع) و استيصال قوم لوط بيان قصه موسى (ع) و فرعون ميكند و مستاصل شدن قبطيان و ميگويد كه وَ فِي مُوسى و اين عطف است بر قوله فِي الْأَرْضِ آياتٌ يا بر قوله وَ تَرَكْنا فِيها بر تقدير و جعلنا في موسى آية از قبيل علفتها تبنا و ماء باردا يعنى در قصه موسى نيز آيتى است مر اعتبار گيرندگان را ياد گردانيديم در قصه موسى نشانه براى مؤمنان ترسكار إِذْ أَرْسَلْناهُ چون فرستاديم او را إِلى فِرْعَوْنَ بسوى فرعون و قوم او بِسُلْطانٍ مُبِينٍ بحجتى روشن كه آن يد بيضاء است و عصا و غير آن تخصيص فرعون بذكر بجهت اتباع قوم است باو و چون فرعون معجزات ظاهره را مشاهده كرد فَتَوَلَّى پس برگشت از ايمان آوردن بِرُكْنِهِ بقوت خود يعنى بسبب آنچه متقوى و مستظهر بود بدان از كثرت جنود و خزاين از ايمان اعراض نمود و ميتواند بود كه باء تعديه باشد و معنى اينكه