تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢١٣ - سوره المجادلة(٥٨) آيات ١٠ تا ٢٢
ايمان أَنَّهُمْ آنكه منافقان هُمُ الْكاذِبُونَ ايشان دروغگويانند و دروغ ايشان بغايتى رسيده كه با خداى نهان و آشكارا نيز دروغ ميگويند و بر آن سوگند ميخورند ابن عباس از پيغمبر (ص) روايت كرده كه چون روز قيامت باشد منادى ندا كند كه اين خصمان اللَّه كجايند خصمان خداى قدريان برخيزند با روىهاى سياه و چشمهاى كبود و لبها و دندانهاى كجشده و آب از دهن ايشان روان شده گويند و اللَّه كه بدون تو معبودى را عبادت نكردهايم و خدايى كه غير از تو باشد از اصنام و شمس و قمر و كواكب و غير آن فرا نگرفتهايم پس عبد اللَّه عباس گفت كه ايشان در اينقول صادق باشند اما شرك از جايى در دل ايشان حلول كرده باشد كه ندانسته باشند و بعد از آن اين آيه تلاوت فرمود وَ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ عَلى شَيْءٍ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْكاذِبُونَ پس گفت بخدا كه ايشان قدرياناند اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ مستولى شده و غلبه كرده برايشان الشَّيْطانُ ديو سركش و بوسوسه ايشان را بمعاصى داشت فَأَنْساهُمْ پس فراموش گردانيد ايشان را ذِكْرَ اللَّهِ از ياد كردن خداى تا او را ياد نكنند نه بدل و نه بزبان أُولئِكَ آن گروه فراموش كاران حِزْبُ الشَّيْطانِ لشگر ديوند و متابعان او أَلا بدانيد اى بندگان إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطانِ بدرستى كه سپاه ديو هُمُ الْخاسِرُونَ ايشان زيانكارانند كه نعيم موبد از دست دادند و در عذاب مخلد افتادند إِنَّ الَّذِينَ بدرستى كه آنان كه يُحَادُّونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ خلاف و شقاق كنند خدا و رسول او را أُولئِكَ آن گروه مخالفان فِي الْأَذَلِّينَ در جماعت خوارترانند يعنى داخل در زمره آن كسانى اند كه ذليلترين خلق خدا باشند چه در دنيا بخوارى قتل و سبى گرفتارند و در عقبى رسوا و سياهرو و معذب بنار مرويست كه مسلمانان بعد از فتح قرى كه در حدود ايشان است گفتند خداى تعالى ما را موفق سازد بر فتح بلاد روم و فارس چون عبد اللَّه بن سلول و غير او از منافقان اين را بشنيدند گفتند گمان شما چنين است كه فارس و روم مثل بمضى قرى باشد كه بر شما مفتوح گشته حق سبحانه آيه فرستاد كه كَتَبَ اللَّهُ نوشته است خداى در لوح محفوظ و در او اثبات اين حكم كرده كه لَأَغْلِبَنَّ أَنَا هر آينه غالب شوم من وَ رُسُلِي و فرستادگان من غلبه خدا بحجت است و نصرت دادن پيغمبران و اهل اسلام بر دشمنان و غلبه رسل اگر مامورند بر حرب بقهر و زجر اعاديست و اگر نه بدليل و حجت إِنَّ اللَّهَ بدرستى كه خداى قَوِيٌ تواناست بر نصرت انبياى خود عَزِيزٌ غالب در هر حكمى كه خواهد و كسى بر منع آن قدرت