تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٨٠ - سوره القلم(٦٨) آيات ٢٠ تا ٢٩
و تسميه ليل و نهار بصريم بجهت آنست كه هر يك از آن منصرفند از يكديگر يا آنكه مانند پشته ريگ كه هيچ نباتى در آن رسته نگردد و از معظم و مال منصرم شده باشد و در لغت حزيمه صريم بمعنى رماد اسود است يعنى مانند خاكستر سياه و مؤيد اين هر دو قول اخير است آنچه در بعضى روايت آمده كه آتش درختان را از بيخ بركند و همه را توده خاكستر ساخت يا مانند چيزى كه خير از او منصرم شده باشد و هيچ آثار خيردار او نمانده باشد القصه چون پسران در خواب در آمدند از اين حال غافل بودند فَتَنادَوْا پس ندا كردند يكديگر را مُصْبِحِينَ در حالتى كه صبح در آمدهگان بودند يعنى بوقت صبح يكديگر را بخواندند أَنِ اغْدُوا بآنكه بامداد بيرون آئيد عَلى حَرْثِكُمْ برگشت خود يعنى بدرويدن آنچه كشته شده است از اشجار شما إِنْ كُنْتُمْ صارِمِينَ اگر هستيد ميوه برندگان تعديه اعدوا بعلى با آنكه بالى مستعملست يا بجهت تضمين معنى اقبال است كقولهم يعدى عليه بالجفنه و يراح يا بجهت تشبيه غدو براى صرام بغدو عدو كه متضمن معنى استيلاء است حاصل كه ايشان يكديگر را آواز دادند و داسها بر داشتند و از خانها بيرون آمدند و متوجه باغ شدند فَانْطَلَقُوا پس روان شدند بجانب باغ وَ هُمْ يَتَخافَتُونَ و حال آنكه ايشان سخن نرم و آهسته با يكديگر ميگفتند تا مساكين آواز ايشان نشنوند و اين مشتق است از خفت كه مراد خفى و خفت و كتم است و قوله أَنْ لا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ مفسر تخافتست يعنى سخن پنهان ايشان با يكديگر اينبود كه بايد در نيايد امروز باين باغ عَلَيْكُمْ مِسْكِينٌ بر شما هيچ درويشى تا بهره نگيرد و حصه ما كم نشود مراد بنهى مساكين از دخول مبالغه است در نهى از تمكين از دخول كقوله لا ارينك هاهنا يعنى البته مگذاريد كه هيچ مسكينى در باغ بر شما داخل شود وَ غَدَوْا و بامدادگاه برفتند عَلى حَرْدٍ بر قصد منع مساكين و محروم ساختن ايشان قادِرِينَ در حالتى كه توانايان بودند به اعتقاد خود بر منع مساكين و بريدن و چيدن باغ و همه بحوزه تصرف خود در آوردن يا همين قادر بودند بر منع فقراء نه بر ميوه قطع اثمار زيرا كه آن سوخته شده بود و نابود گشته يا در حالتى كه قادر بودند بر نفع رسانيدن بفقراء و با وجود اين نفع نرسانيدند و صاحب كشاف آورده كه در صبح رفتند بر محارده اين باغ يعنى بر ممنوعيت آن باغ از اثمار و ذهاب خير آن بجاى