تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٠٩ - سوره القمر(٥٤) آيات ٥٠ تا ٥٥
شود و در كشف الاسرار آورده كه كلمه عند مشعر است بتقريب و تخصيصى كه اهل قرب فردا در آن سراچه بدان اختصاص خواهند داشت و حضرت پيغمبر (ص) در اين سرا مختص بدان بوده كه ابيت عند ربى و چون رتبه كه فردا خواص بدان تازند ادنى مرتبه او باشد پس از رتبه اعلاى فرداى وى كه نشان تواند داد و عبد اللَّه بريده گويد كه اهل بهشت كه مكان و مرتبه ايشان دون مقعد صدق باشد هر روز باين موضع آيند و در آن استماع قرآن كنند و از آن التذاذ تمام يافته فرحان و نازان بمنزل خود باز روند و در خبر است كه روزى حضرت موسى (ع) بمناجات ميرفت بدر ويرانه بگذشت ناله از آنجا بگوش او رسيد چون نگاه كرد ديد كه برهنه بر خاك خفته و خشتى زير سر گرفته و عورت خود بپلاسى پوشيده مينالد و در آن ناله چيزى ميگفت موسى بنزديك وى شد كه ميگفت الهى ترى غربتى و وحدتى و تعرف فقرى و فاقتى پس از آنجا بمناجات رفت و بعد از آنكه اراده مراجعت نمود از جانب عزت خطاب بوى رسيد كه اى موسى پيغام آن درويش بما نرسانيدى و احوال او را بر ما عرض نكردى موسى گفت بار خدايا تو عالمى كه وى حكايت وحدت و وحشت خود ميكرد و شكايت فقر وفاقه مينمود حق سبحانه فرمود برو و او را از من سلام برسان و بگو كه تو تنها نيستى من كه خداوندم انيس توام تو غريب نيستى من جليس توام تو درويش نيستى من وكيل ما يحتاج توام موسى بيامد و بر بالين وى بنشست و پيغام خداى بگذارد درويش گفت يا كليم اللَّه مرا مرتبه آن هست كه خداى عالم حديث من بشنود و جواب دهد پس نعره بزد و جان بحق تسليم كرد موسى نزد بنى اسرائيل آمد و ايشان را از اينحال خبر داد و با اشراف قوم بيامد تا او را دفن كند چون بآن ويرانه آمد پلاس و خشتى ديد كه آنجا افتاده و درويش پيدا نيست مناجات كرد كه بار خدايا اين درويش كجا شد زمين او را فرو برد يا گرگ او را بخورد جبرئيل آمد و گفت خداى ميفرمايد كه اين چه گمان است كه بدوستان من ميبرى ايندرويش بود كه شيطان او را در دنيا طلب كرد و نيافت و ملك الموت در وقت نزعش طلبيده و راه باو نبرد و منكر و نكير در قبرش جستند نيافتند و رضوان در بهشتش جست و باو نرسيد و مالك در دوزخ طلب او كرد او را نديد گفت خدايا پس كجا رفت خطاب آمد كه دوستان نباشند مگر نزد دوست فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ و ابو اسحاق ثعلبى در كتاب خود بعد از آنكه تفسير اين آيه كرده فرموده كه از جابر روايت است كه روزى رسول (ص) در مسجد نشسته بود بعضى از اصحاب از احوال بهشت پرسيدند فرمود كه
ان اللَّه لواء من نور و عمودا من زبرجد خلقها قبل ان يخلق السموات و الارض بالفى عام مكتوب على رداء ذلك اللواء لا اله الا اللَّه محمد رسول اللَّه و آل محمد خير البرية صاحب اللواء امام القوم
خدا را لوائيست از نور و عمودى از زبرجد كه آنها