تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٣٣ - سوره الحشر(٥٩) آيات ١٠ تا ١٩
بر فرار دادند و جلاى وطن كردند وَ لَهُمْ و مر ايشانراست با وجود خوارى جلا در دنيا عَذابٌ أَلِيمٌ عذابى دردناك در عقبى و مثل منافقان در فريب دادن يهودان و وعده نصرت كردن و خلاف آن نمودن كَمَثَلِ الشَّيْطانِ مانند و مثل شيطانست إِذْ قالَ چون گفت لِلْإِنْسانِ اكْفُرْ مر آدمى را كه بر كفر خود ثابت باش كه من معاون و مصاحب توام فَلَمَّا كَفَرَ پس چون بر كفر ثبات ورزيد و نهال كفر در دل او استحكام يافت قالَ گفت شيطان إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ بدرستى كه من بيزارم از تو إِنِّي أَخافُ اللَّهَ بدرستى كه من ميترسم از خداى رَبَّ الْعالَمِينَ كه پروردگار عالميانست يعنى از آنكه حقتعالى روز قيامت مرا شريك تو سازد در عذاب و عقاب و مراد از شيطان ابليس است و از انسان ابو جهل لعين چه در وقتى كه ببدر متوجه شده بود از قبيله كنانه متوهم بود ابليس بصورت سراقه كه رئيس بنى كنانه بود بر آمده گفت اى ابو الحكم لا غالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَ إِنِّي جارٌ لَكُمْ الى قوله إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكُمْ مترس كه هيچكس بر شما غالب نشود و من رفيق و مصاحب شمايم و چون ببدر رسيدند ابليس ديد كه ملائكه از آسمان بمدد اهل اسلام نازل ميشوند از عقاب الهى ترسيده بگريخت و گفت من از شما بيزارم و در سورة الانفال اين قصه مفصلا تحرير يافته از ابن عباس و ابن مسعود روايت كردهاند كه مراد از شيطان ابيض است كه پسر ابليس است و مراد از انسان صيصاى راهب كه از بنى اسرائيل بود پس معنى آيه آنست كه مثل منافقان در فريب دادن يهودان چون مثل ابيض است كه برصيصا را گفت كه كافر شو كه من تو را يارى دهم و چون كافر شد ابيض گفت من از تو بيزارم و از خدا ميترسم و اين قصه بر سبيل تفصيل آنست كه برصيصا در زمان فترت در صومعه هفتاد سال عبادت كرد و ابليس هر چند خواست كه اضلال او كند و بر او ظفر يابد نتوانست آخر مرده خود را جمع كرد و در اين باب با ايشان مطارحه كرد ابيض مهم اغوا و اضلال او را بر ذمت خود گرفت و همين ابيض بود كه اراده آن نمود كه رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را اضلال كند جبرئيل عليه السّلام پرى بر وى زد و او را در اقصاى هند انداخت القصه ابيض بلباس رهبانان بر آمد در زير صومعه برصيصا بايستاد و آواز داد وى بسبب آنكه بنماز مشغول بود جواب نداد ابيض از روى نفاق در زير صومعه بنماز مشغول شده افعال و اذكار آن را بخضوع و خشوع تمام بجاى مىآورد برصيصا چون آن حال را مشاهده كرد آواز داد يا عبد اللَّه مرا معذور دار كه در آن وقت كه مرا آواز دادى من در نماز بودم چه حاجت دارى گفت التماس من آنست كه در اينصومعه باشم تا سيرت ترا فرا گيرم و علم را از تو اقتباس كنم برصيصا از اين امتناع كرد ابيض تضرع