إحقاق الحق و إزهاق الباطل - التستري، القاضي نور الله - الصفحة ٧٤٤ - كلمات الأعاظم و المؤرخين في شأن سيدنا الامام الشهيد عليه السلام
صلّى اللّه عليه و آله و سلم زيرا كه دختر زاده را سبط مىگويند و مىتواند بود كه: مراد آن باشد كه آن حضرت سبطي است همچون اسباط بنى إسرائيل كه از اولاد ائمه بودهاند همچنانچه از اسباط بنى پيغمبران مىبودهاند. ديگر از القاب آن حضرت زكى است يعنى پاكيزه. زيرا كه آن حضرت به حسب و نسب پاكيزه بوده و از جميع عيبها و عارها و معايب و مثالب مطهر است و طهارت فطرت آن حضرت به كمال است.
المقتول بين الكرب و البلاء، المدفون بالطف من الكربلاء.
آن حضرت كشته شده است ميانه شدت و بلا؛ و دفن كرده شده است در طف از كربلا؛ و اين اشارت است به قتل آن حضرت و دفن در كربلا.
روايت كردهاند كه چون حضرت حسين عليه السلام با اهل بيت و جماعت خود حوالى كوفه رسيد عبيد اللّه بن زياد، [عمر بن] سعد را با بيست هزار سوار به جنگ آن حضرت فرستاد. او با لشكرها از كوفه بيرون آمد و در مقدمه لشكر خود حر بن قيس رياحى را با هزار سوار روانه گردانيد؛ چون حر با آن لشكر بدان حضرت رسيد، آن حضرت فرمود: تو چه كسى و به چه كار آمدهاى؟ گفت: من حر بن قيسم و مرا فرستادهاند كه از تو جدا نشوم تا لشكر به تو رسد. آن حضرت فرمود اهل كوفه با من بيعت كردند و مرا طلب نمودند و من به سخن ايشان آمدم. اكنون اگر مىخواهند من بازگردم. حر گفت اى فرزند رسول اللّه! كوفيان با عبيد اللّه موافق شدهاند با يزيد بيعت كرده و در قصد تواند. تو از اين راه كه آمدهاى طريق ديگر پيش گير و بازگرد و من بگويم كه من بديشان نرسيدم. آن حضرت قبول فرمود و بازگشت و آن شب همه شب سير فرمود چون بامداد كرد در موضع كربلا نزول فرموده بود. فرمود اين موضع را چه نام است؟ گفتند كربلا. فرمود: هذا موضع كرب و بلاء؛ يعنى اين جاى شدت و غم و بلا است.
چون آن حضرت فرود آمد حر را ديد كه با لشكر در مقابل او فروآمدند. با حر