إحقاق الحق و إزهاق الباطل - التستري، القاضي نور الله - الصفحة ١٦٦ - و منها كلام العلامة فضل الله بن روزبهان الخنجي الاصفهاني المتوفى ٩٢٧ ه في«وسيلة الخادم إلى المخدوم - در شرح صلوات چهارده معصوم عليهم السلام»
موصوف سازند. و ايشان را والى و متصرف در امور خود دانند؛ و تبرى آنكه از دشمنان ايشان بيزار شوند و خود را از ايشان برى سازند. و مذهب اماميه آن است كه اين تولى و تبرى هر يكى جزو ايمانند و اگر كسى تولا و تبرى به معنى مذكور نداشته باشد مؤمن نيست؛ و احكام اسلام بر او جارى نيست.
دلايل ايشان آيات و احاديث است كه در باب وجوب ولاى حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم و اولاد وارد شده. مثل آيهإِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ و حديث
«من كنت مولاه فعلي مولاه»؛
و حديث:
«اللهم وال من والاه و عاد من عاداه»
و غير آن از اخبار صحاح و اخبارى ديگر كه اماميه روايت مىكنند اينست مذهب ايشان. فاما آنكه تعيين نمايد كه اين جماعت اعداء، كه تبرا از ايشان جزو ايمانست، چه كسانند و كيانند به اتفاق، اصلا جز ايمان نيست، و اگر كسى تبرا از اعداء كند و تعيين هيچ عدو نكند اصلا در ايمان او خللى نيست و در اين مقدمه هيچ نزاعى ميان اماميه نيست.
و اما هل سنّت برآنند كه تولاى حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم و آل، واجب است بر بنده و تبرى از دشمنان او فرض عين بر هر مؤمنى، و هر كه ايشان را والى و متصرف امور خود نداند و اعتقاد نكند مؤمن نيست و هر كه از دشمنان ايشان تبرى نكند و بيزار نگردد نه از جمله مؤمنانست. و دليل بر آنكه محبت حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم واجب است، و بى آن ايمان تمام نيست آنست كه حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم فرمود: «لا يؤمن أحدكم حتى أكون [أحب اليه من] والده و ولده و الناس أجمعين». پس ثابت شد كه ايمان بى محبت آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم تمام نيست و محبت گاهى محقق شود كه محبوبان محبوب را، محبوب شمارند و دشمنان محبوب را، دشمن خود دانند. و شك نيز نيست كه حضرت على و ائمه اثنا عشر [عليهم السلام] محبوبان حضرت پيغمبر كه آن جزو ايمان است محقق شود، محبت ايشان جزو ايمان باشد. و