إحقاق الحق و إزهاق الباطل - التستري، القاضي نور الله - الصفحة ٥٥٣ - و منها كلام العلامة فضل الله بن روزبهان الخنجي الاصفهاني المتوفى ٩٢٧ ه في«وسيلة الخادم إلى المخدوم - در شرح صلوات چهارده معصوم عليهم السلام»
مىكرده و از كمال جمال او، زنان بدو شيفته بودهاند و هر زن كه آن حضرت مىخواسته و طلاق مىگفته ديگر رجعت نمىنموده و زنان را صداقها و متعههاى وافى مىداده تا به رضا و طيب خاطر از او مفارقت كنند؛ و در اخبار آمده كه نوبتى زنى را طلاق داده و ده هزار درهم يا زيادت متعه او داده چون مال آن متعه را پيش آن زن بردهاند گفته: متاع قليل عن حبيب مفارق. يعنى متاعي اندك از دوستى كه مفارقه كرده. اين سخن را بدان حضرت رسانيدهاند فرمود: اگر من زنى را رجعت كردمى اين را رجعت مىكردم.
الفاتح لأبواب المنائح على البائس و العاني.
آن حضرت گشاينده درهاى بخششهاست بر درويش و اسير. و اين اشارت است به كرم و عطاى آن حضرت. روايت كردهاند كه آن حضرت عطاى بسيار مىفرمود: و از مشهوران كريمان بنى هاشم آن حضرت است. و حكايات آن حضرت بسيار است.
التارك شوكة الخلافة تبرّما من المتاع الفاني.
آن حضرت ترك كننده است شوكت خلافت را از جهت سير برآمدن از متاع فانى دنيا. و اين اشارت بدانكه آن حضرت به اختيار ترك خلافت كرد. چنانچه روايت كردهاند كه چون اهل كوفه با آن حضرت بيعت كردهاند و لشكرهاى بسيار از شيعه [با] آن حضرت بيعت كردهاند و شيعه آن حضرت و امراى عرب نزد آن حضرت جمع شدند، عزم قتال شام فرمود با چهل هزار مرد آراسته از كوفه بيرون رفت و در مقدمه لشكر قيس بن سعد بن عبادة را با دوازده هزار سوار روانه گردانيد و ايشان به جزيره و موصل آمدند و آن حضرت با برادران و لشكر به مداين آمدند و مدتي در قصر مداين ساكن شد و اعتماد بر وفاى كوفيان نداشت زيرا كه مىدانست كه در باطن با آن حضرت راست نيستند و مكاتيب با اهل شام مىنويسند؛ و نيز انديشه فرمود كه مستولى شام، ترك ملك نمىكند و اهل شام با او موافقند؛ ديگر خون مسلمانان ريخته مىشود. پس كتابت به معاويه نوشت و با او صلح كرد.