إحقاق الحق و إزهاق الباطل - التستري، القاضي نور الله - الصفحة ٧٤٧ - كلمات الأعاظم و المؤرخين في شأن سيدنا الامام الشهيد عليه السلام
كه نوبتى در كوفه مجمعى بود و جمعى كه حاضر بودند حكايت جماعتى مىكردند كه در قتل امام حسين عليه السلام حاضر بودهاند. يكى از ايشان گفت: هر كسى كه در قتل امام حسين حاضر شده از طرف دشمنان از دنيا نرفت تا به بدتر عذابي هلاك شد. شخصى گفت من در آنجا حاضر شدهام و مرا هيچ بلايى پيش نيامد. اتفاقا او در جايى نشسته بود كه بر بالاى سر او چراغ بود؛ في الحال شعله از چراغ بر آن ملعون افتاد و در جامه او گرفت؛ هر چند آب آوردند و بر او ريختند آن شعله در افزونى بود و اشتعال مىنمود، گويا آن روغن بود. آن مرد برخاست و خود را در فرات انداخت؛ آن شعله زيادت شد تا او را بسوزانيد و به آتش جاويد رسانيد.
روايت كردهاند كه سليمان بن صرد كه يكى از اكابر امراى كوفه بود از آن جمله بود، كه كتابت به حضرت امام حسين عليه السلام نوشته بود و بيعت كرده و آن حضرت را به كوفه دعوت كرده بود و چون آن حضرت به كوفه متوجه شده نصرت نكرده بعد از آنكه آن حضرت شهيد شد و آن مصايب بر اهل بيت آن حضرت بگذشت از آن حال پشيمان گشت و شبها در خانه خود مىگريست و جماعتى ديگر از كوفيان هم پشيمان شدند و شبها مىآمدند و ذكر مقتل آن حضرت و آنچه بر بدن مبارك و بر اهل بيت آن حضرت گذشته بود مىنمودند و گريههاى بسيار مىكردند تا از اين جمله بيست هزار مردم جمع شدند و گفتند ما توبه مىكنيم از اين گناه.
سليمان بن صرد گفت: توبه ما آن است كه برخيزيم و اتفاق كنيم و به جنگ اهل شام رويم و خون امام حسين از ايشان بخواهيم. بدين وجه اتفاق كردند و بيعت نمودند و ايشان را توابين لقب شد و يراق كردند و از كوفه بيرون آمدند.
اول ايشان متوجه زيارت حضرت امام حسين عليه السلام شدند و چون به صحراى كربلا رسيدند چند فرسخ سرها تمام برهنه كردند، نوحه و فرياد و زارى برداشتند و جامهها پاره كردند و جمله نوحهها سرودند وا حسيناه، وا حسيناه در گرفتند و چون بر سر قبر مبارك آن حضرت حاضر شدند گريهها كردند و نوحهها