إحقاق الحق و إزهاق الباطل - التستري، القاضي نور الله - الصفحة ٧٤٢ - كلمات الأعاظم و المؤرخين في شأن سيدنا الامام الشهيد عليه السلام
باد. عبيد اللّه را مردمان شناختند و او در بگشود و مردم بترسيدند و متفرق شدند.
صباح مردمان را جمع كرد و مبالغت نمود كه مسلم بن عقيل را بدو سپارند و حيله بسيار كردند تا مسلم را به دست آورد و او را شهيد گردانيد؛ و اين خبرها در راه به حضرت امام حسين عليه السلام رسيد و چون توجه فرموده بود باز نتوانست گشتن و غيرت دين نگذاشت كه از مقاتله دشمن لعين روگردان شود و در راه با فرزدق شاعر ملاقات نمود و از احوال مردم كوفه پرسيد؛ گفت اى پسر رسول خدا! دلهاى كوفيان با تو است و شمشيرهاى ايشان با بنى اميه. آن حضرت به وظايف عبوديت الهى قائم شده، جان را در راه خداى تعالى نهاد.
القائم في مقامات العبودية بوظائف التقديس و التحميد.
آن حضرت ايستاده است در مقامهاى بندگى الهى به وظيفههاى ذكر پاك حق تعالى و ذكر بزرگى او جل و علا؛ و اين اشارت است بدانكه آن حضرت با وجود آنكه مىدانست كه كوفيان با او وفا نخواهند كرد و جان و عرض در عرصه تلف و خطاست؛ چون وظيفه عبوديت الهى آن بود كه به خلافت آن فاسق پليد راضى نشوند و نگذارند كه ظالم فاسق بر بندگان خداى تعالى ظلم كند و والى و حاكم ايشان باشد، در مقامات عبوديت قائم شد. به وظايف تقديس و تمجيد الهى قيام نمود و در آن راه خطرناك از دشمن باك نداشت.
المجتهد في أداء شكر المنعم بمواهب الثناء و التحميد.
و آن حضرت كوشش كننده بود در اداى شكر خداى تعالى نعمت دهنده موهبتهاى ثنا و تحميد الهى، و اين اشارت است بدانچه روايت كردهاند كه آن حضرت در آن راه، همه اوقات به عبادت طاعات و وظايف ثنا و تحميد مشغول بود، وظيفه شكر نعمت به جا آورد.
الواصل بقطع منازل القرب إلى ازورة سنام التوحيد.
آن حضرت واصل بود به واسطه بريدن منزلهاى قرب الهى به غايت بلندى