ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٣٤٢ - فصل در اسباب بدى خاتمه
آنچه را اهل بحث به[١] سرمايه عقل ناقص ذكر كردهاند پريشان ومتعارض است. و دلها را به آنچه در ابتداى نشو و نما به آنها رسيده الفتى و تعلّقى مىباشد. و تعصّبهايى كه در ميان مردم برانگيخته مىشود از قبيل ميخهايند كه اعتقادات موروثى يا مأخوذ به حُسن ظنّ از معلّمان در ابتداى امر[٢] را مؤكّد و محكم مىسازند و باز طبعها به محبّت دنيا مشعوف و بر آن اقبال مىكنند و شهوتها گلوى او را مىگيرند و[٣] از تمامى فكر مىكيبانند.
و هرگاه راه سخن در ذات و صفات خدا به رأى و عقل مفتوح شود با آنكه مردم در آفرينش متفاوت و در طبعها مختلف مىباشند و هر جاهلى حريص مىباشد بر اينكه دعواى كمال و احاطه به كنه حقّ بكند، در آن مقام زبان همه گويا مىشود به آنچه در خاطر ايشان خطور كرده يا به دل مستمعان جاى كرده، و به طول الفت اين حالت محكم مىشود و بِالكلّيّة راه خلاصى از ايشان مسدود مىگردد. پس سلامتى مردم در آن است كه مشغول عملهاى صالح شوند و آنچه از حدّ طاقت ايشان بيرون[٤] است متعرّض آن نشوند، مگر كسى كه خداى عزّ وجلّ او را در دينْ فقيه گردانيده باشد و تأويل چيزها را به او تعليم كرده باشد و نور حكمت در دل [او] افروخته شده باشد و اين دُرّ نايابى از قبيل كبريت سرخ است.
و امّا سبب دوم در بدى خاتمه آن است كه: اوّلًا ايمان ضعيف باشد و محبّت دنيا بر دل مستولى شود. و هرگاه ايمان ضعيف باشد محبّت خدا ضعيف و محبّت دنيا قوى مىشود و آخر به حيثيّتى مىشود كه در دل جاى محبّت خدا باقى نمىماند مگر
[١] -a - به.
[٢] - امر/m او.
[٣] -s a - و.
[٤] - بيرون/s برون.