خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٦
آشکار و پنهان جنگ کنند ، و فرمان حضرت رسول را به همه مسلمانان برسانند . فیروز ، دادویة ، و جشیش دیلمی فرمان پیغمبر را به همه ایرانیان رسانیدند . دیلمی گوید : ما شروع کردیم به مکاتبه و دعوت مردم که خود را برای جنگ با اسود عنسی مهیا سازند . در این هنگام اسود از جریان مطلع شد و برای ایرانیان پیامی فرستاد و آنها را تهدید کرد که اگر با وی سر جنگ و ستیز داشته باشند چنان و چنین خواهد شد . ما در پاسخ وی گفتیم : هرگز سر جنگ با شما نداریم ، ولکن اسود به سخنان ما اعتمادی پیدا نکرد و همواره از ایرانیان بیم داشت که امکان دارد وی را از پای در آورند . در این گیر و دار نامه هایی از " عامر بن شهر " و " ذی زود " و چند جای دیگر رسید ، مردم در این نامه ها ما را به جنگ با اسود تشویق میکردند و نوید مساعدت و همراهی میدادند سپس مطلع شدیم که حضرت رسول برای جماعتی دیگر نیز نامه نوشته اند و فرمان داده اند که از فیروز و دادویه و دیلمی پشتیبانی کنند ، و آنان را در مقابل اسود کذاب یاری نمایند . از این رو ما در میان مردم پشتیبان پیدا کردیم .
توطئه ایرانیان برای کشتن اسود عنسی
اسود عنسی از توطئه ایرانیان احساس خطر کرد و دریافت این موضوع به جای حساسی خواهد رسید . جشیش دیلمی گوید : آزاد ، زن شهر بن باذان که در تصرف اسود بود ما را بسیار مساعدت میکرد و راهنماییهای وی ما را سرانجام پیروز گردانید . دیلمی گوید : به آزاد گفتم : اسود شوهر تو را کشت و همه خویشاوندانت را هلاک کرد و از دم شمشیر گذرانید و زنان را تصرف کرد . آزاد که زنی با غیرت و شهامت بود گفت : به خدای سوگند که من مردی را مانند اسود دشمن نمی دارم . اسود مردی بی رحم است و هیچ حقی را از خداوند مراعات نمیکند و به محرم و نامحرم عقیده ندارد . آزاد گفت : شما تصمیم خود را با من در میان گذارید ، من نیز آنچه