خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٥
نفوذ کرده بودند با زردشتیان درباره آتش پرستی مباحثه و مجادله میکردند
. کریستن سن پس از آنکه مینویسد پیشرفت آیین عیسی در ارمنستان موجب
تشویش و اضطراب دولت ایران شده بود و مهر نرسی پادشاه ایران پس از
مشاوره با علمای زردشتی فرمانی نوشت و آنها را به ترک دین عیسوی و
پذیرفتن کیش زردشتی دعوت کرد ، و ضمنا از آنها خواسته بود که اصول دین
خود را بنویسند ، میگوید آنها نامه مفصل جسورانهای نوشتهاند ، ضمن نامه
چنین یاد آور شدند :
اما راجع به اصل دین خود : اجمالا گوییم که مانند شما عناصر و خورشید و
ماه و باد و آتش را نمیپرستیم [١] . . .
ایضا در فصل هشتم کتاب خود مینویسد :
. . . روحانیان زردشتی هر روز قدمی واپس میرفتند ، و دیگر قدرت سابق
را نداشتند که بتوانند در برابر جریانها سدی بکشند ، تعدیات دیانتی تا
حدی تخفیف یافت . در محافل دانشمندان ، حکمت عملی احکام دین پیشی
گرفت . با توسعه افق و انبساط افکار جدید ، رفته رفته دامنه شک وسعت
یافت . سادگی افسانههای باستانی که در اجزاء مزدیسنی وارد بوده تدریجا
حتی علماء دین را هم ناراحت و مشوش نمود . ناچار تاویلات استدلالی برای
حکایت مزبور پیش آوردند و از راههای عقلی در اثبات آنها کوشیدند . در
مباحثهای که یکی از " مغان " با " گیورگیس " عیسوی کرده چنین گفته
است : " ما به هیچ وجه آتش را خدا نمیدانیم ، بلکه به وسیله آتش خدا
را میستاییم ، چنانکه شما به وسیله " خاج " او را عبادت میکنید . "
گیورگیس " که خود از مرتدان ایرانی بود ، در پاسخ ، چند عبارت از
اوستا بر خواند که در آنها آتش را چون خدایی نیایش کردهاند . آن مغ
پریشان شد و برای اینکه مغلوب به شمار نیاید گفت : " ما آتش را
میپرستیم از این رو که او با " اوهرمزد " از
[١] ایران در زمان ساسانیان ، صفحه . ٣٠٩