خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢١
مهاجرت کرد و در این شهر به ریاضت مشغول گردید و از این رو به چشتی معروف شده . وی پس از مدتی اقامت در چشت عازم طوس گردید و در طابران ، در خانقاه خواجه عثمان هارونی ، که یکی از مشایخ بزرگ خراسان بود ، رحل اقامت افکند ، و در آنجا در نزد خواجه عثمان به تکمیل مقامات عرفانی و روحانی مشغول شد . و سرانجام دست ارادت به خواجه عثمان داد و در زمره خلفای وی قرار گرفت . خواجه معینالدین ازطوس رهسپار بغداد گردید و مدتی در این شهر که در آن روزگار از مراکز مهم علوم و معارف اسلامی بود توقف کرد و از مشایخ آنها نیز بسیار استفاده کرد و خود نیز مجلس تدریس و ارشاد تشکیل داد . گروهی از او استفاده کردند و چندی نیز در حرمین شریفین و شام و مصر گردش نمود و خلایق بسیاری از او اجازه گرفتند و از مجلس علمی و عرفانی او استفاده بردند . در آغاز قرن هفتم هجری سلطان شهاب الدین غوری از موطن اصلی خود در فیروزکوه که در میان کوهستانهای سر بر آسمان کشیده غور در مشرق هرات قرار دارد به هندوستان لشکر کشید . وی پس از اینکه لاهور را از بازماندگان و سلاطین غزنوی گرفت به طرف دهلی حرکت کرد و پس از چندی دهلی را فتح نمود و آنجا را پایتخت خود قرار داد . پس از اینکه ناحیه پنجاب به تصرف مسلمین درآمد و نفوذ اسلام در آن مناطق برقرار گردید ، گروهی از دانشمندان و رهبران مسلمانان برای ترویج و تبلیغ دین مقدس اسلام به پنجاب و راجستان مهاجرت کردند و به فعالیتهای دینی و مذهبی مشغول شدند . خواجه معینالدین در این هنگام همراه سلاطین و امرای غوری به