خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٨
شما میباشد ، البته آنچه برای شما مفید میباشد ما را به آن کاری نیست
ولی چیزهائی که چندان محل حاجت شما نیست خواهش میکنم که آنها را به
خود ما واگذار کنید که استحقاق ما به آنها بیشتر میباشد . عمرو پرسید که
آنها چیستند ؟ در جواب گفت : کتب حکمت و فلسفه میباشند که در
کتابخانه دولتی ذخیره شده اند .
عمرو اظهار داشت که من در این باب باید از خلیفه ( عمر ) دستور
بخواهم والا از خودم نمیتوانم قبلا اقدامی کنم . چنانکه عین واقعه را به
خلیفه اطلاع داده و کسب تکلیف نمود ، در جواب نوشت : اگر این کتابها
موافق با قرآن میباشند هیچ ضرورتی به آنها نیست و اگر مخالف با قرآنند
تمام آنها را بر باد ده .
بعد از وصول این جواب عمرو شروع به انهدام کتابخانه نموده مقرر داشت
که بین حمامیهای اسکندریه کتابها را تقسیم کردند و از این رو در مدت شش
ماه تمام کتب را سوزانیده بر باد داد . و آنچه واقع شده بدون استعجاب
قبول نما " [١] .
متاسفانه با این توصیه و خواهش جناب ابوالفرج ( اگر واقعا این قضیه
را او خود آورده باشد ) و یا استدعای جناب پروفسور پوکوک ، این افسانه
، نه با استعجاب و نه بدون استعجاب قابل قبول نیست . گذشته از آنچه در
نقد سخن عبداللطیف گفتیم که یک روایت تاریخی بدون ذکر سند و ماخذ و
مدرک به هیچ وجه قابل قبول نیست . به ویژه که بعد از ششصد سال این نقل
بی سند و بی ماخذ مطرح شود و قبلا احدی از آن ولو بدون سند و ماخذ ذکری
نکرده است ، و به علاوه گفتیم از نظر محققان این مطلب به ثبوت رسیده که
اساسا در موقع فتح اسکندریه به دست مسلمین از کتابخانه چیزی باقی نمانده
بود و موضوع از اصل منتفی بوده است ، دلایل و قرائن دیگری علیه این
گزارش وجود دارد :
[١] شبلی نعمان ، رساله کتابخانه اسکندریه ، صفحات ١٦ - ١٨.