خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٣
داشت به هر شیوهای بود بر عمر تحمیل میکرد . تواریخ مینویسد که عمر چندان رغبتی به فتح مصر نشان نمیداد و عمرو عاص نظر خود را بر او تحمیل کرد ، تا آنجا که میگویند از عمر کسب اجازه کرد اما پیش از آنکه اجازه برسد حمله را شروع کرد . اگر چنین می بود که در متن قصه آمده که یحیی نحوی به صورت ندیم و معاشر عمرو در آمده بود و عمرو به حکم عقل و هوش ذاتی از سخنان حکیمانه یحیی لذت میبرد و استفاده میکرد ، عمرو در نامه خود به عمر طوری گزارش میداد که کتابخانه مورد علاقه دوست دانشمندش محفوظ بماند ، نه اینکه به کسب اجازه سادهای قناعت کند و به محض رسیدن نامه خلیفه بدون آنکه بار دیگر نامهای بنویسد فورا در جلو چشم دوست دانشمندش کتابهائی را که از جان برای دوستش عزیزتر بود طعمه آتش نماید . به علاوه سیره عمرو در اسکندریه سیره یک فاتح علاقه مند به اصلاح و عمران و آبادی بوده است نه سیره یک جبار و ستمگر از قبیل قتیبه بن مسلم . ویل دورانت مینویسد : " عمرو با عدالت حکومت میکرد ، قسمتی از مالیاتهای گزاف را به پاک کردن کانالها و تعمیر پلها و تجدید معبر آبی که به روزگار سلف نیل را به بحر احمر می پیوسته