خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦
ندارند ، یا ملت انگلیسی و ایرلندی را مشاهده میکنیم که علیرغم سوابق تاریخی و نژادی و زبان ، تفاهم و توافق سازنده یک ملیت در میان آنها وجود ندارد . بر عکس بسیاری از کشورها و ملتهای جهان سوم را در این روزگار مییابیم که با وجود هزاران کیلومتر فاصله و تفاوت شرایط طبیعی و اقلیمی و حتی زبان و نژاد و تاریخ و غیره ، با هم پیوندهای عمیق دارند ، همچون الجزایر با کوبا یا با ویتنام و فلسطین و . . . تمام عوامل فوق که از طرف نویسندگان غربی ، به عنوان مبانی و مایههای ملیت ذکر میشوند ، همگی عناصر و نشانه های نخستین برای تعریف ملتهای موجود و تمیز آنها از یکدیگر توانند بود ، چنانکه عناصر یکصد و چند گانه طبیعت هم هر یک با خواصی فیزیکی و شیمیایی شناخته و تعریف میشوند . اما این خواصی که در نخستین مشاهده و برخورد و بینش و معرفت اولیه و سطحی به دست میآیند کنه واقعیت مکنون در اشیاء نبوده و با عمیق شدن تحقیق و گسترش بینش و معرفت در زیر اختلاف ظاهری عناصر دنیای درون اتم و زیر هسته ها کشف میگردد و معلوم میشود که این عناصر متعدد نمودها و جلوه های واقعیت درونی تر هسته و تعداد الکترونها هستند ، تنها کمیت آنها در درون اتم موجب ظهور و جلوه عناصر گوناگون میشود . به همین ترتیب در زیر این عوامل و عناصر تشخیص و تعریف و سازنده ملیت که در بالا به پاره ای از آنها اشارت رفت ، بایستی در جستجوی عوامل یا عاملی درونی تر و بنیانی تر باشیم که سازنده واقعی یا نزدیک تر به واقعیت وجدان جمعی باشند . همیشه عاملی اساسی تر و مخفی تر در وجدانهای مردم رو به بیداری و زنده شدن میرود و موجب حیات و تظاهر خارجی آن گاه به لباس زبان و زمانی به پوشش سنن ملی معینی جلوه میکند . غرض از تحقیق و پویندگی حقیقت این است که از این تجلیات و ظهور و نمودهای خارجی به سوی واقع مکنون حوادث و اشیاء هدایت شویم . فرانتس فانون ، نویسنده و جامعه شناس آفریقایی که در زمینه بیداری شعور ملی در میان ملل آفریقایی تحقیقات روانی و جامعه شناسی جالبی کرده است ، به همین نتیجه میرسد که عوامل تاریخ و زبان و سنن و شرایط اقلیمی مشترک در پیدا شدن شعور ملی نقشی لحظه ای دارند نه دائمی . برای مثال به کشورهایی اشاره میکند که درگیر مبارزه برای