خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٧
ساسانیان نیز معمول بود ، از ادبیات آن زمان فقط ششصد هزار کلمه باقی
مانده است که همه مربوط است به دین . ما میدانیم که آن ادبیات وسیع
بوده است ، اما چون موبدان حافظ و ناقل آن بودند بیشتر آثار غیر دینی را
میگذاشتند تا از میان برود . شاهان ساسانی حامیان روشنگر ادبیات و فلسفه
بودند . خسرو انوشیروان در این کار برتر از همه آنان بود . به فرمان او
آثار افلاطون و ارسطو به زبان پهلوی ترجمه و در دانشگاه جندی شاپور تدریس
شد [١] .
چنانکه میدانیم دانشگاه جندی شاپور در آن عهد تأسیس شد ، این دانشگاه
را مسیحیان ایرانی اداره میکردند ، و یکی از مراکز بزرگ فرهنگی جهان شد
. این مرکز بزرگ در دوره اسلام ادامه یافت و وقفهای در کارش حاصل نشد .
اطبای مسیحی که در دوران خلفای عباسی نامشان برده میشود از قبیل بختیشوع
، ابن ماسویه و غیر هم فارغ التحصیل همین دانشگاه بودند . بعدها که بغداد
به صورت مرکز ثقل دانش جهان درآمد جندی شاپور تحتالشعاع قرار گرفت و
تدریجا منقرض شد . دانشگاه جندی شاپور یکی از مراکزی بود که به تمدن
اسلامی کمک کرد و به آن خدمت نمود .
ویل دورانت درباره هنر ساسانی میگوید :
از ثروت و جلال شاپورها ، قبادها و خسروها چیزی جز بقایای هنر دوران
ساسانی به جا نمانده است . اما همین مقدار کافی است که ما را از دوام و
قابلیت انعطاف هنر ایران از زمان داریوش کبیر و پرسپولیس تا دوران
شاه عباس کبیر و اصفهان به شگفت آورد [٢] .
درباره نساجی آن عهد میگوید :
[١] ویل دورانت ، تاریخ تمدن ، ج . ١ ( ترجمه فارسی ) ، صفحه ٢٣٤. [٢] همان مدرک ، صفحه . ٢٥١