خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٩
بدیهی است که اگر بیسوادی عرب جاهلی ، تحقیر آموزگاری وسیله فردی از قریش ، کتابسوزی عبدالله بن طاهر ایرانی ، کتابسوزی قتیبه بن مسلم در خوارزم صد سال بعد از فتوحات اولیه اسلامی ، دلیل کتابخانه سوزی اعراب فاتح ایران باشد ، کتاب سوزی اسکندریه وسیله شخصیت عاقل و باهوشی نظیر عمر و بن العاص که طبق نقل از محضر فیلسوف آنروز اسکندریه بهره میبرده و با او معاشرت داشته ، آنهم به فرمان مستقیم خلیفه از مرکز مدینه ، نه پیش خود ، آنچنانکه قتیبه بن مسلم در خوارزم کرد ، به طریق اولی دلیل کتابخانه سوزی در ایران باید شمرده شود . لهذا همیشه از طرف اینگروه کتابسوزی اسکندریه با آب و تاب فراوان نقل میشود . مقدمتا باید بگوئیم که تاریخ اسلام و فتوحات اسلامی چه به طور عموم ، و چه بطور خصوص ( یعنی فتوحات یک منطقه خاص ) از اواخر قرن دوم تدوین شده و آن کتب در اختیار ما است ، راجع به فتح اسکندریه بالاخص علاوه بر مورخین اسلامی ، چند نفر مسیحی نیز فتح این شهر را به دست اعراب با تفصیل فراوان نقل کردهاند . در هیچیک از کتب اسلامی یا مسیحی یا یهودی و غیر اینها که قبل از جنگهای صلیبی تالیف شده نامی از کتابسوزی اسکندریه یا ایران در میان نیست . تنها در اواخر قرن ششم هجری و اوایل قرن هفتم است که برای اولین بار عبداللطیف بغدادی که مردی مسیحی است در کتابی بنام " الافاده و الاعتبار فی الامور المشاهده و الحوادث المعاینه بارض مصر " که موضوع آن امور و حوادثی است که شخصا مشاهده کرده است و در حقیقت سفرنامه است آنجا که عمودی را به نام " عمود السوادی " در محل سابق کتابخانه اسکندریه توصیف میکرده گفته است : " و گفته میشود که این عمود یکی از عمودهایی است که بر روی آنها رواقی استوار بوده و ارسطو در این رواق تدریس میکرده و دارالعلم بوده و در اینجا کتابخانهای بوده که عمرو عاص به اشاره خلیفه آنرا سوخته است " . عبداللطیف بیش از این نمیخواسته بگوید که در افواه مردم ( و لابد مسیحیان هم کیش او ) چنین شایعهای بر سر زبانها است بدون آنکه بخواهد آنرا تایید کند ،