خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٦
نمیداشتند کافی بود که آنها هم مانند اعراب بر ملیت و قومیت خویش و تاریخ خویش تکیه کنند و در این جهت مسلما گوی سبقت را میربودند ، زیرا افتخارات نژادی ایرانیان بسی بیشتر از اعراب بود . اما این کار را نکردند و از عرب به اسلام پناه بردند نه به چیز دیگر . البته نهضت شعوبیگری تدریجا یک مسیر انحرافی پیدا کرد . در مسیری افتاد که نهضت قومیت عربی افتاده بود ، یعنی در مسیر تفاخرات قومی و نژادی و نفوق نژاد ایرانی بر سایر نژادها خصوصا بر نژاد عرب افتاد و احیانا از حدود نژادپرستی تجاوز کرد و تا زندقه کشیده شد . ولی همین که شعوبیگری به این مرحله رسید ، توده مردم ایران و علمای باتقوای ایرانی شعوبیگری را سخت محکوم کردند و از آن تبری جستند ، یعنی بار دیگر با یک عکسالعمل اسلامی از طرف ایرانیان در مقابل یک انحراف که از میان خودشان برخاسته و رشد کرده بود مواجه میشویم . علت شکست شعوبیگری هم همین بود . اگر ایرانیان مسیر اولی را حفظ میکردند ، خدمت بزرگی به جهان اسلام عموما ، و خودشان خصوصا میکردند . برخی از ایرانیان آنچنان از این نوع شعوبیگری ناراحت و متأسف بودند و آن را خطری برای اسلام تلقی میکردند که علیرغم نژاد و قومیت خودشان له اعراب تعصب میورزیدند . و این یکی از شگفتیهای تاریخ و از نشانههای نفوذ عمیق اسلام در روح ایرانی است . زمخشری صاحب کتاب کشاف از اکابر علمای ایران و از نوابغ روزگار است ، وی اصلا اهل خوارزم خراسان است و به مناسبت اینکه عمر خویش را در مجاورت بیتالله گذراند و مجاور کعبه بود لقب " جارالله " یافت ، این مرد مقدمه کتاب " المفصل " خویش را که در نحو و صرف است چنین آغاز میکند : " الله احمدعلی ان جعلنی من علماء العربیة وجبلنی علی الغضب للعرب و العصبیة ، وابی لی ان اتفرد عن صمیم انصارهم وامتاز