خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١١
در میان نویسندگان کتب ادبی و تاریخی و جغرافیائی درسی برای دبیرستانها که غالبا بخشنامه وار مطالب بالا را تکرار میکنند مرحوم دکتر رضا زاده شفق که هم مردی عالم بود و هم از انصاف بدور نبود تا حدی رعایت انصاف کرده است . مشارالیه در تاریخ ادبیات سال چهارم ادبی در این زمینه چنین مینویسد : " در دوره ساسانی آثار دینی و ادبی و علمی و تاریخی از تالیفات و ترجمه بسیار بوده ، نیز از اخباری که راجع به شعرا و آواز خوانهای درباری به ما رسیده است استنباط میشود که کلام منظوم ( شعر ) وجود داشته است . با وجود این از فحوای تاریخ میتوان فهمید که آثار ادبی در ادوار قدیم دامنه بسیار وسیع نداشته بلکه تا حدی مخصوص درباریان و روحانیان بوده است ، و چون در اواخر دوره ساسانی اخلاق و زندگانی این دو طبقه یعنی درباریان و روحانیان با وفور فتنه و فساد دربار و ظهور مذاهب گوناگون در دین فاسد شده بود ، لهذا میتوان گفت اوضاع ادبی ایران نیز در هنگام ظهور اسلام درخشان نبوده و بواسطه فساد این دو طبقه ، ادبیات نیز رو به سوی انحطاط میرفته است " . رابعا این پزشک محترم که مانند عدهای دیگر طوطی وار میگویند " فاتحین عرب کتابخانه ملی ما را آتش زدند و تمام تاسیسات علمی ما را بر باد دادند " بهتر بود تعیین میفرمودند که آن کتابخانه ملی در کجا بوده ؟ در همدان بوده ؟ در اصفهان بوده ؟ در شیراز بوده ؟ در آذربایجان بوده ؟ در نیشابور بوده ؟ در تیسفون بوده در آسمان بوده ؟ در زیر زمین بوده ؟ در کجا بوده است ؟ چگونه است که ایشان و کسانی دیگر مانند ایشان که این جملهها را تکرار میفرمایند از کتابخانهای ملی که به آتش کشیده شد اطلاع دارند اما از محل آن اطلاع ندارند . نه تنها در هیچ مدرکی چنین مطلبی ذکر نشده و با وجود اینکه جزئیات حوادث فتوحات اسلامی در ایران و روم ضبط شده نامی از کتابخانهای در ایران اعم از اینکه به آتش کشیده شده باشد و یا به آتش کشیده نشده باشد در هیچ مدرکی تاریخی وجود