خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٩
اولا در این داستان ، قهرمان ، یحیی نحوی فیلسوف معروف است . طبق
اسنادی که اخیرا تحقیق شده وی در حدود صد سال قبل از فتح اسکندریه در
گذشته است و ملاقات وی با عمرو افسانه است [١] عجیب اینست که شبلی
نعمان با اینکه مینویسد که وی یکی از حکمای هفتگانهای است که در اثر
فشار ژوستی نین از روم به ایران آمدند و خسرو انوشیروان از آنها پذیرائی
کرد ، اصل ملاقات یحیی با عمرو را مورد تائید قرار میدهد . توجه نمیکند
که از مهاجرت آن حکما به ایران تا فتح اسکندریه بیش از صد و بیست سال
فاصله است ، عادتا امکان ندارد یحیی که در حدود صد و بیست سال قبل از
فتح اسکندریه حکیمی نامبردار و معروف بوده است ، هنگام فتح اسکندریه به
صورت یکی از ندیمان عمرو به حیات خود ادامه دهد . بنابراین نقلهائی که
ملاقات یحیی با عمرو را ذکر کردهاند هر چند نامی از کتابخانه نبردهاند بی
اساس است .
داستان ملاقات یحیی با عمرو در روایت ابوالفرج نظیر داستان تدریس
ارسطو در اسکندریه در روایت عبداللطیف است . و ضاعان و قصه پردازان به
انطباق قصه با تاریخ توجه نکرده اند .
[١] عجیب اینست که آقای دکتر ذبیح الله صفا با اینکه در صفحه ٦ تاریخ علوم عقلی در اسلام میگوید : یحیی نحوی از شخصیات بزرگ مدرسه اسکندریه در اواخر قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم ( در حدود یک قرن قبل از هجرت نبوی ) بوده و در صفحه ١٨ آن کتاب تصریح میکند : " میگویند تا فتح مصر به دست عمرو بن العاص ( ٦٤١ میلادی ) زنده بود و اما چنانکه قرائن تاریخی برمیآید این مرد از رجال اواخر قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم میلادی است و زنده بودنش از اواخر قرن پنجم تا اواسط قرن هفتم بکلی دور از عادت و عقل است " . در عین حال خلاصه همین داستان را که دو قهرمانش یحیی نحوی و عمرو بن العاص میباشند به عنوان دلیل بر کتابسوزی اسکندریه آورده است !