خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١
آسیا و آفریقا مرادف و همزمان با تجلی و توسعه افکار ناسیونالیستی بود . نویسندگان و محققان غرب ، بر اساس همین افکار ، نهضت ها و جنبشهای ملی دیگر را نیز ناسیونالیستی میخوانند و روشنفکران و متفکران شرقی و آفریقایی نیز با الهام و تعلیم از فرهنگ غربی ، این نام و عنوان را بر حرکت مردم خود میپذیرند و همان معیارهایی را که غربیان برای جدایی و تمایز ملتهایشان بر شمردهاند ، برای ملت خود بازگو میکنند . اگر چه از انتهای جنگ جهانی دوم به بعد ناسیونالیسم و ملت ستایی کشورهای اروپایی ، لااقل در سطح منافع اقتصادی و استعماری و تا حدودی در زمینه های اجتماعی ، جای خود را به اتحاد و منطقه گرایی داده است ، معذلک در هر یک از کشورهای اروپای غربی و آمریکای شمالی ، به بازدید کنندگان و دانشجویان شرقی و آفریقایی ، رنگهای ملی خود را تبلیغ میکنند و بدانان میفهمانند که هنوز ناسیونالیسم است که به مردم غرب و به فرهنگ آن حیات و حرکت میبخشد ، تا آنان هم وقتی به کشور خود بازگشتند این فکر را حفظ و به مردم خود تبلیغ و تفهیم کنند تا کشورهای دنیای سوم هر یک جدا جدا و تحت عنوان ملیت و نژاد و زبان و اسلاف خود ، با همسایه ها و همپایه های خویش و با ملل دیگری که چون خود آنها درد استعمار غرب را دارند به مقابله و رقابت و ناسازگاری برخیزند . کشورهای غرب با همه قدرت و سیطره فرهنگی و سیاسی و اقتصادیشان با هم متحد و یک صف میشوند ، ولی در دنیای سوم ، ملتها با همه نابسامانیها و ضعف سیاسی و فرهنگی و اقتصادیشان ، جدا از هم زندگانی کنند . ببینیم آیا بین واحدهای اجتماعی بشر تمایز و مرزی قائل شدن ، اصالت و حقیقتی مطابق با واقع دارد یا نه ، و اگر دارد آیا معیارهای مرزبندی همانهاست که ناسیونالیسم غربی به ما میآموزد ؟
معیارهای کلاسیک
ما جدایی و تمایزی بین مردم مختلف روی زمین ، از ترک و فارس و عرب تا آفریقایی و اروپایی و آسیایی . . . مشاهده میکنیم . نه فقط رنگها و شکل و شمایلها ، زبانها و خصوصیات فیزیکی مختلفند ، رسوم و سنن و فرهنگها و حتی طرز فکرها و ویژگیهای روحی و روانی هم