خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٤٣
خوانده میشوند . اگر ابوهاشم کوفی اولین کسی باشد که به این نام خوانده
شده باشد و او استاد سفیان ثوری متوفی در سال ١٦١ هجری هم بوده است ،
پس در نیمه اول قرن دوم هجری این نام معروف شده بوده است ، نه در
اواخر قرن دوم ( آنچنانکه نیکولسون و دیگران گفتهاند ) و ظاهرا شبههای
نیست که وجه تسمیه صوفیه به این نام پشمینه پوشی آنها بوده است ( صوف
پشم ) صوفیه به دلیل زهد و اعراض از دنیا از پوشیدن لباسهای نرم اجتناب
میکردند و مخصوصا لباسهای درشت پشمین میپوشیدند .
اما اینکه از چه وقت ، این گروه خود را ( عارف ) خواندهاند باز اطلاع
دقیقی نداریم . قدر مسلم اینست و از کلماتی که از سری سقطی متوفی ٢٤٣
هجری نقل شده است [١] معلوم میشود که در قرن سوم هجری این اصطلاح ،
شایع و رایج بوده است . ولی در کتاب ( اللمع ) ابونصر سراج طوسی که از
متون معتبر عرفان و تصوف است جملهای از سفیان ثوری نقل میکند که
میرساند در حدود نیمه اول قرن دوم این اصطلاح پیدا شده بوده است ( اللمع
ص ٤٢٧ ) .
به هر حال در قرن اول هجری گروهی به نام صوفی وجود نداشته است ، این
نام در قرن دوم پیدا شده است و ظاهرا در همین قرن ، این جماعت به صورت
یک ( گروه ) خاص درآمدند ، نه در قرن سوم ، آنچنانکه عقیده بعضی است [٢] .
در قرن اول هجری هر چند گروهی خاص به نام عارف یا صوفی یا نام دیگر
وجود نداشته است ، ولی این دلیل نمیشود که خیار صحابه صرفا مردمی زاهد و
عابد بودهاند و همه در یک درجه از ایمان ساده میزیستهاند و فاقد حیات
معنوی بودهاند . ( آن چنانکه معمولا غربیان و غرب زدگان ادعا میکنند )
شاید بعضی از نیکان صحابه جز زهد و عبادت چیزی نداشتهاند . ولی گروهی از
یک حیات معنوی
[١] تذکرهالاولیاء شیخ عطار . [٢] دکتر غنی ، تاریخ تصوف در اسلام .