خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٥
عربستان کاملا ضروری بود ، به همین دلیل هم ظهور کرد ، این مذهب که معجونی بود از افکار و ادیان سابق آن شبه جزیره و حاوی تعالیم دو پهلو و کشدار ، پس از ورود به ایران یک انحراف ناگهانی در سیر اجتماعی این کشور وارد آورد ، و به همان اندازه که برای یک اجتماع ابتدائی مثل عربستان مفید واقع گردید ، منشا آثار شوم و مخربی در ایران گشت ، ایرانیان نیز به نوبه خود بیکار ننشستند و مدت بهت و حیرت و زمان تماشای آنان کم طول کشید و از هر طرف نغمه های مخالف ساز نموده غالبا طریقه و مشی خود را با آیات ناسخ و منسوخ قرآن مدلل میکردند . . . . ولی رفته رفته در نتیجه انتشار و رسوخ آن قسمت از تعالیم اسلام که دنیا را جیفه ای فانی و زندان مومن میدانست و رواج فلسفه هندی با آن اصول منفی و فناء فی اللهی ، ملت ایران به یک بیعلاقگی به زندگانی مادی خو گر شد که تسلی بخش اندیشه چاره جوی او بود بدین ترتیب میبینیم که تعالیم اسلام مثل گناه شمردن جمع ثروت و مال ، تحریم صنایع مستظرفه ، روزی را مقسوم و سرنوشت بشر را مقدر و محتوم شمردن و متوسل به قضا و قدر شدن ، با فلسفه اشراق و اصول تصوف که در بدو امر بصورت یک مقاومت منفی از طرف مخالفین اسلام جلوه گر شده بود در هم آمیخت . اعتقاد به فلسفه تقدیر در ایران رواج بسیار گرفت و در نتیجه آن حیات مادی ایران به پریشانی و ویرانی گرایید قطع علائق دنیوی ، تنبلی ، ویرانه نشینی ، خراباتیگری ، گدایی و دریوزگی همه از نتایجی بود که درست یا نادرست از مذهب اسلام گرفتند ، این تعالیم در ایران رونق یافته مقدمه یک انحطاط اجتماعی را فراهم مینمود . این نویسنده از طرفی میگوید دین اسلام برای ایجاد