خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٤
معروف است و از نوع آتشهای بهرام است که تفصیلش را خواندید میگوید :
در سنت پارسیان است که آتش بهرام را مهاجرین از ایران با خود آوردند
، شاید هم درست باشد چه غالبا در تاریخ طبری و مسعودی میخوانیم که
ایرانیان از بیم آنکه آتش به دست دشمنی افتد و خاموش شود در وقت
شکست آن را [١] با خود برداشته به جای دورتر فرو میگذاشتند ، هر چند
که به تدریج آتشکدههای با شکوه ایران خاموش و به مسجد تبدیل یافت ، ولی
تا حدی که ممکن بود در نگهداری آن کوتاهی نکردند ، یزدگرد سوم پس از
شکست نهاوند ، خود بشخصه آتش مقدس ری را که مخصوصا محترم شمرده میشد
برگرفته به مرو برد .
اگر هم " ایرانشاه " پس از ورود مهاجرین در " سنجان " در سال ٧١٦
برپا شده باشد باز ١٢٣٠ سال از عمرش میگذرد و هماره پریشانی و سرگشتگی
خواستارانش را در کشور بیگانه نگران بود ، ولی در کشاکش روزگار رنگ
سرخ خویش نباخته ، یاران را با زبان گرم به پایداری و دلگرمی پند همی
داد . پس از شکست سنجان در جایی که بیشتر اقامت نموده نوساری است که
مدت ٢٣٥ سال در آنجا بود ، فقط دو سال ، از سال ١٧٣٣ تا ١٧٣٦ در سورت (
خاموشی و سردی ) به سر برد . . . اینک ٢٠٤ سال است که در این ده
استقرار یافته است . هزاران تن زردشتی از دستور و موبد و هیربد و بهدین
دور آن را گرفتهاند . زرتشتیان ایران و پارسیان هندوستان نیز به زیارت
آن میروند مخصوصا ماههای اردیبهشت و آذر ماه اوقات زیارت آنجاست ، از
سرای این " ایران خدیو " ( یعنی آتشکده ایرانشاه ) در بامداد و نیمروز
و شام سرود اوستا از موبدان
[١] و در واقع خدا و " پناه جهان " را همچنانکه در بندهش آمده و در صفحات پیشین نقل کردیم از ترس ازحائی ، به جای میبردهاند !