خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٢
شوهر دهند و اگر نبود زن بیگانه ای را با مال او جهیزیه داده و به نیابت
از او به یکی از خویشاوندان نزدیکش شوهر دهند . پسری که از این "
ازدواج نیابی " پدید میآید قانونا پسر متوفی محسوب و وارث او شمرده
میشود ، و کسی که از ادای این تکلیف غفلت ورزد سبب قتل نفوس زیادی
شده ، زیرا نسل متوفی را قطع کرده و نام او را تا ابد به فراموشی سپرده
است .
در باب ارث مقرر بود که زن ممتاز و پسرانش یکسان ارث ببرند ، به
دختران شوهر نکرده نصف سهم میدادند . چاکر زن و فرزندان او حق ارث
نداشتند ، ولی پدر میتوانست قبلا چیزی از دارایی خود را به آنان ببخشد یا
وصیت کند که پس از مرگ به آنان بدهند [١] .
کریستن سن شرح مفصلی درباره رسم " پسر خواندگی " که از اهتمام فوق
العاده آن دوره به جلوگیری از متلاشی شدن نام خانوادهها سرچشمه میگیرد نقل
میکند [٢] ما برای اجتناب از اطاله بیشتر سخن از ذکر آنها خودداری
میکنیم .
ملاک و محور مقررات خانوادگی دو چیز بوده و همه مقررات برای حفظ آن
دو بوده است : نژاد ، ثروت .
ازدواج با محارم که سنتی رایج بوده در آن عهد و از دوران پیشین سابقه
داشته است ، روی همین اساس قرار داشته است . یعنی خاندانها برای اینکه
مانع اختلاط خون خود با بیگانه و افتادن ثروت خود در اختیار بیگانه بشوند
کوشش میکردهاند تا حد امکان با اقربای نزدیک خود ازدواج کنند ، و چون
این عمل بر خلاف مقتضای طبع بوده بازور و قدرت مذهب و اینکه اجر و
پاداشش در جهان دیگر عظیم است و کسی که امتناع ورزد جایش در دوزخ است
آن را کم و بیش به خورد مردم میداده اند .
[١] همان مدرک ، صفحه . ٣٥٧ [٢] همان مدرک ، صفحات ٣٥٥ - . ٣٥٧