خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٠
زیرا سخن خود را با " و یذکر " ( چنین گفته میشود ، چنین بر سر زبانها است ) آغاز کرده است . همه میدانیم که در نقل روایت تاریخی یا حدیثی ، ناقل اگر سندی داشته باشد مطلب را با ذکر سند نقل میکند ، آنچنانکه طبری از مورخین و همچنین غالب محدثین انجام میدهند . بهترین نوع نقل همین نوع است ، خواننده را امکان میدهد که در صحت و سقم نقل تحقیق کند و اگر سند را صحیح یافت بپذیرد . و اگر ناقل بدون ذکر سند و ماخذ نقل کند ، دوگونه است : گاهی به صورت ارسال مسلم نقل میکند مثلا میگوید در فلان سال فلان حادثه واقع شد ، و گاه میگوید : گفته میشود ، یا گفته شده است ، یا چنین میگویند که در فلان سال فلان حادثه واقع شد . اگر به صورت اول بیان شود نشانه اینست که خود گوینده به آنچه نقل کرده اعتماد دارد ولی البته دیگران به اینگونه نقلها که مدرک و ماخذ و سند نقل نشده اعتماد نمیکنند ، علمای حدیث چنین احادیثی را معتبر نمیشمارند ، محققین اروپائی نیز به نقلهای تاریخی بدون مدرک و ماخذ اعتنائی نمیکنند و آنرا غیر معتبر میشمارند . حداکثر اینست که میگویند فلانشخص چنین نقلی در کتاب خود کرده اما ماخذ و مدرک نشان نداده ، یعنی اعتبار تاریخی ندارد . اما اگر به صورت دوم بیان شود که خود ناقل به صورت " گویند " یا " چنین میگویند " یا " گفته شده است " و امثال اینها ( به اصطلاح با صیغه فعل مجهول ) بیان شود نشان اینست که حتی خود گوینده نیز اعتباری برای این نقل قائل نیست . عدهای معتقدند که کلمه " قیل " ( گفته شده است ) در نقلها تنها نشانه عدم اعتماد ناقل نیست ، اشاره به بی اعتباری آن نیز است . عبداللطیف این داستان را به صورت سوم نقل کرده که لااقل نشانه آن است خود او به آن اعتماد نداشته است . به علاوه بعید است که عبداللطیف این قدر بی اطلاع بوده که نمیدانسته است ارسطو پایش به مصر و اسکندریه نرسیده