خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٣
در درجه اول هفت خانواده اشراف و پس از ایشان طبقات پنجگانه
امتیازاتی داشتند و عامه مردم از آن محروم بودند تقریبا مالکیت انحصار
به آن هفت خانواده ( هفت فامیل ) داشت ایران ساسانی که از یک سو به
رود جیحون و سوی دیگر به کوههای قفقاز و رود فرات میپیوست ، ناچار حدود
صد و چهل میلیون جمعیت داشته است . اگر عده افراد هر یک از هفت
خاندان را صد هزار تن بگیریم ، شماره ایشان به هفتصد هزار نفر میرسد ، و
اگر فرض کنیم که مرزبانان و دهگانان که ایشان نیز تا اندازهای از حق
مالکیت بهره مند بودهاند نیز هفتصد هزار نفر میشدهاند تقریبا از این صد
و چهل میلیون ، یک میلیون و نیم حق مالکیت داشته و دیگران همه از این
حق طبیعی خداداد محروم بودهاند ناچار هر آیین تازهای که این امتیازات
ناروا را از میان میبرد و برابری فراهم میکرد و به این ملیونها مردم
ناکام حق مالکیت میداد و امتیازات طبقاتی را از میان میبرد ، همه مردم
با شور و هیجان بدان میگرویدند [١] .
در شاهنامه فردوسی که منابعش همه ایرانی و زردشتی است داستان معروفی
آمده است که به طور واضح نظام طبقاتی عجیب و طبقات بسته و مقفل آن
دوره را نشان میدهد ، که تحصیل دانش نیز از مختصات طبقات ممتاز بوده
است .
میگوید در جریان جنگهای قیصر روم و انوشیروان ، قیصر به طرف شامات که
در آنوقت در تصرف انوشیروان بود قشون کشید ، و سپاه ایران به مقابله
پرداخت . در اثر طول کشیدن مدت ، خزانه ایران خالی شد ، انوشیروان با
بوذر جمهر مشورت کرد ، قرار بر این شد که از بازرگانان قرضه بخواهند
گروهی از بازرگانان دعوت شدند ، در آن میان یک نفر " موزه فروش "
بود که از نظر
[١] تاریخ اجتماعی ایران ، جلد دوم ، صفحه ٢٤ - . ٢٥