خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٥
راه برای " حکومت عامه " نه تنها موجب تاسف نیست ، بلکه موجب کمال خرسندی است . از نظر آموزش و پرورش دوره ساسانی که چگونه بوده و بر چه اساسی بوده است اطلاع کاملی در دست نیست ، هر چه بوده همان بوده که به وسیله " هیربد " ها صورت میگرفته است . هیربدها محتویات اوستا را به مردم تعلیم میداده اند ، چیز دیگری در اختیار نداشتهاند . آن آیینهای که از هر آیینه دیگر بهتر میتواند وضع اخلاقی آنروز مردم ایران را نشان بدهد ، نظامات اجتماعی و خانوادگی آنروز است اجتماع مدنی و هم اجتماع خانوادگی آنروز اجتماع متعادلی نبوده است ، ما قبلا به تفصیل در هر دو موضوع بحث کردهایم . در اجتماع نامتعادل مردم تقسیم میشوند به دو طبقه اقلیت و اکثریت : اقلیت متنعم و برخوردار ، و اکثریت محروم و نیازمند . طبقه برخوردار و متنعم به موجب وضع و حال خود ، دارای نوعی اخلاق میگردد و طبقه محروم و دارای نوعی دیگر از اخلاق و هیچکدام اخلاق متعادل و انسانی نخواهند داشت . طبقه برخوردار در این اجتماعات معمولا طبقهای است از خود راضی ، مغرور ، خودپسند ، لوس و ننر ، بیکار و بیکاره ، ترسو ، کم حوصله ، کم مقاومت ، ناز پرورده ، زود رنج ، اسراف و تبذیر کن ، عیاش . این اوصاف را کم و بیش در بیان امیانوس مارسلینوس درباره نجبای ایران میبینیم . اما طبقه محروم در اینگونه اجتماعات طبقهای است بدبین ، کینه توز ، ناراضی ، بدخواه ، انتقام جو ، معتقد به شانس و تصادف ، منکر نظم و عدل در جهان . هر چند مورخی توده مردم ایران را در آن عصر توصیف نکرده است ، اما قاعدتا در چنان اجتماع طبقاتی جز این نمیتوانسته است باشد . در ایران مالیات سرانه گرفته میشد ولی همان طبقاتی که بیش از دیگران