خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٩
و در زمان عباسیان بیشتر توسعه یافت . این سه جریان به ترتیب مربوط بود به اصول اعتقادی و اصول اجتماعی و اصول اخلاقی و عملی اسلام و اتفاقا در هر سه جریان پای ایرانیان در میان است . مسئله پیدایش زندقه در قرن دوم هجری از جنبههای مختلف مورد توجه مورخین اجتماعی قرار گرفته است . اولا این کلمه چه کلمهای است و چه ریشهای دارد ؟ آیا کلمه " زندیق " معرب کلمه " زندیک " است ؟ یا ریشه دیگر دارد ؟ و به هر حال به چه اشخاصی زندیق میگفتها ند ؟ آیا مقصود اتباع مانی میباشند ؟ یا مقصود ایرانیانی هستند که بدین قدیم خویش باقی مانده بودند اعم از زردشتی و مانوی و مزدکی ؟ و یا مقصود طبقهای بودهاند که منکر ماوراء طبیعت و قهرا منکر همه ادیان بودهاند و به مانویت نیز اعتقاد نداشتهاند . قدر مسلم این است که به همه اینها کلمه زندیق اطلاق شده است حتی به گروهی از مسلمانان که عملا لاابالی و اهل فسق و فجور بودهاند و متدینین را به باد تمسخر میگرفتهاند و احیانا از باب دهن کجی به زهاد و متدینین سخنانی به نظم و یا به نثر از آنها صادر شده که توهین به اسلام تلقی شده ، نیز زندیق گفته شده است . سابق زندقه در میان عرب ازکی است ؟ آیا عرب بعد از اسلام در اثر اختلاط با ملل دیگر ، خصوصا ایرانیان ، بازندقه آشنا شده یا قبل از اسلام نیز بازندقه آشنا بوده است ؟ . راجع بمعنی و مفهوم اصلی این کلمه ، عقیده محققین این است که در ابتداء فقط در مورد مانویان به کار میرفته و بعد در مورد دهریین و یا مجوس و بعد درباره هر مرتدی به کار رفته است . از نظر سابقه نیز گفته میشود که از قبل از اسلام در میان عرب سابقه