خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٤
بود [١] اختصاص داد و کشتیها از مدیترانه به اقیانوس هند راه
توانستند یافت این معبر آبی بار دیگر به سال ١١٤ هجری ( ٧٣٢ میلادی ) از
شن پر شد و متروک ماند " [٢] از فردی که فکر اجتماعیش در این سطح
بوده است نمیتوان باور کرد که کتابخانهای را آتش بزند .
و اما عمر هر چند مردی خشن بوده است ، ولی احدی در هوش و دوراندیشی
او تردید ندارد ، عمر برای اینکه همه مسئولیتها را شخصا بر عهده نگیرد و
به علاوه از فکر و اندیشه دیگران استمداد جوید ، معمولا در مسائل مهم خصوصا
در سیاست خارجی حکومتش شورا تشکیل میداد و به مشورت میپرداخت که در
کتب تاریخ مسطور است و به دو نمونهاش به تناسب در نهج البلاغه اشاره
شده است . در هیچ تاریخی دیده نشده که عمر درباره کتابخانه اسکندریه
شورائی تشکیل داده باشد و با کسی مشورت کرده باشد . بسیار بعید است که
چنین تصمیمی را بی مشورت اتخاذ کرده باشد . به علاوه اگر عمر چنین
اندیشهای میداشت که ما با وجود قرآن به هیچ کتاب دیگر احتیاج نداریم ،
قطعا این اندیشه دیگر را هم داشت که با وجود مساجد ، احتیاج به معبد
دیگر نداریم . پس چرا در قراردادهای خود کلیساها و کنیسهها و حتی
آتشکدهها را تحمل میکند و بلکه دولت اسلامی را متعهد حفظ و نگهداری آنها
در ازاء شرائط ذمه میداند .
سابعا فرضا عمرو بن العاص چنین دستوری داده باشد آیا باوری است که
مردم مسیحی و یهودی اسکندریه ، بدون هیچ عکس العمل مخالفی ، آن کتابها
را که محصول فرهنگ و تاریخشان بوده مانند انبار هیزم تحویل بگیرند و
بسوزانند و حتی مخفیانه آن کتابها را در نبرند و مخفی نسازند ؟ !
[١] من درست نمیدانم ، ظاهرا این معبر آبی همان است که بار دیگر در قرون جدید باز شد و اکنون به نام کانال سوئز معروف است . [٢] تاریخ تمدن ، ترجمه فارسی ، جلد ١١ صفحه . ٢٢٠