خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٦
مرکزیت در یک جامعه ابتدائی مثل عربستان کاملا ضروری بود و از طرف دیگر تنبلی ، ویرانه نشینی ، خراباتیگری ، گدایی و دریوزگی را محصول تعالیم اسلامی میداند ، چطور ممکن است که تعلیماتی اینچنین قادر باشد حتی جامعهای مثل عربستان آن روز را مرکزیت و وحدت و قدرت بدهد ؟ ثانیا اگر چنان بود باید ملل اسلامی ، از ابتدای نفوذ اسلام در میان آنها ، دچار رخوت و سستی و انحطاط میشدند ، در کار زندگی بعنوان اینکه دنیا جیفه است لاقید میگشتند و دست روی دست گذاشته همه چیز را حواله به تقدیر میکردند و خود خراباتی میشدند ، و حال آنکه طبق گواه قطعی تاریخ با ظهور اسلام در مردم منطقهای وسیع از شمال افریقا تا شرق آسیا حیات و جنبش و نهضتی عظیم و وسیع پدید آمد ، و تمدنی کم نظیر پایه گذاری شد و تا شش قرن ادامه یافت ، و پس از آن رکود و جمود و روح خراباتیگری بر مردم این منطقه مسلط گشت . این نویسنده دانسته یا ندانسته مبارزه اخلاقی اسلام را با پولپرستی و اینکه نباید هدف زندگی تحصیل در آمد و انباشتن ثروت باشد ، به حساب گناه شمردن کار و فعالیت و کسب و صنعت و تولید ثروت ، هر چند به منظور خدمت و توسعه زندگی اجتماعی باشد ( که اکیدا مورد تشویق و توصیه اسلام است ) میگذارد و میان زهد و تقوا به مفهوم بودایی و مسیحی که هر یک از عبادات و فعالیت را به یک دنیای جداگانه مربوط میداند و زهد و تقوای اسلامی که عبارت است از علو نظر و پاکی و طهارت نفس فرق نمینهد و یا نمی خواهد فرق نهد . از همه عجیبتر پیش کشیدن بحث قضا و قدر است که به پیروی از اروپاییان آن را عامل انحطاط مسلمین میشمارد بهتر این بود لااقل این بحث را به کسانی که تخصصی دارند واگذار میکرد . ابن بنده در رساله " انسان و سرنوشت " به اندازه لازم درباره قضا و قدر به مفهوم اسلامی آن و تاثیر و یا عدم تاثیر آن در انحطاط مسلمین بحث کرده است و آن رساله چاپ شده و