خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠١
بدیهی است که چنین کسانی طبعا از طرف دستگاه خلافت مورد اتهام قرار
میگیرند .
برخی صرفا به خاطر اشتغال به علوم عقلی مورد این اتهام واقع شدند .
ابن الندیم درالفهرست ، ضمن شرح حال ابوزید احمدبن سهل بلخی میگوید :
" وی متهم به زندقه بود " و از یکی از دوستان نزدیکش نقل میکند که :
" این مرد مظلوم بود ، مردی بود موحد و خداپرست ، من بهتر از دیگران
او را میشناسم ، با هم بزرگ شدیم ، علت شهرتش به زندقه اشتغال به منطق
بود ، ما با هم منطق خواندیم و هیچکدام تمایلی به الحاد نداشتیم " [١]
.
احمد امین [٢] از الاغانی نقل میکند که :
حمیدبن سعید از چهرههای نمایان معتزله بود ، در برخی از مسائل با ابن
ابی دواد ، قاضی القضاه معروف دوره معتصم ، مخالفت کرد . ابن ابی دواد
ذهن معتصم را درباره او خراب کرد که او شعوبی و زندیق است .
درباره ابن مناذر نیز از شخصی نقل میکند در مجلس یونس بن ابی فروه
رسما او را در ردیف زنادقه معرفی میکردند ، تصادفا آن شخص به مسجد
میرود و میبیند ابن مناذر تنها در گوشهای مشغول نماز است .
افشین را به زندق متهم کردند ، ولی عقیده بعضی از مورخین این است که
زندقه پاپوشی بود که رقبای سیاسی افشین برای او ساختند .
منصور دوانیقی خلیفه عباسی ، و سفیان بن معاویه مهلبی حاکم بصره هر
کدام به علت خاصی دشمن عبدالله بن مقفع شدند و سفیان با دستور محرمانه
منصور او را کشت و بعد گفتند اسلام ابن مقفع ظاهری بوده و باطنا زندیق
بوده است . ابن مقفع مردی دانشمند بوده و کتب مانی را به عربی ترجمه
کرده است ، از برخی نوشتههایش
[١] الفهرست ، صفحه . ٢٠٤ [٢] ضحیالاسلام ، جلد ١ صفحه . ١٦٣