خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٣
چه میگفتند ؟ خواهرش جواب داد : بیا ، برای تو هیچ خطری نیست ، شاه
وقتی که خبر تنصر تو را شنید فقط فرمود : مهران گشنسپ به دوزخ شتافت .
حال راه خود را پیش گیر ممکن است پادشاه مقرر فرماید که املاکت را نیز
پس بدهند . چندی بعد مهران گشنسپ خواهر خود را ملاقات کرد در وقتی که
به عقد یکی از اشراف در آمده بود ، پس چند قدمی پیش رفته با کمال
احترام به او نماز برد و تعظیم کرد ، خواهر از مسند خود برخاسته با کمال
مهربانی دست را به جانب او دراز کرد آنگاه خندان به او گفت : شاد باش
من نیز عیسوی هستم [١] .
از آنچه تاکنون گفتیم معلوم شد اولا عیسویت به طور طبیعی در ایران
زردشتی در حال پیشروی بوده است و اگر حال بر همین منوال باقی میماند خطر
بزرگی برای دین زردشتی بود ، ثانیا عیسویت بر خلاف زردشتی گری داعیه
جهانی داشت ، یعنی مبلغان مسیحی برای عیسویت مرز نمیشناختند ، فعالانه
کوشش میکردند که عیسویت را در ایران و خارج مرزهای ایران گسترش دهند و
در این راه موفقیتهائی هم کسب کرده بودند ، ثالثا اسلام که به ایران آمد
بیش از آنکه به زردشتی گری که در حال انحطاط بود ضربه بزند به مسیحیت
که در حال رشد و توسعه بود ضربه زد ، بازارش را شکست و آن را از میدان
به در کرد ، اگر اسلام نیامده بود مسیحیت در سراسر مشرق ریشه میدوانید و
تنها نفوذ معنوی اسلام بود که مانع گسترش مسیحیت در شرق نزدیک و شرق
دور شد .
پاپهای مسیحی همواره بیش از موبدان زردشتی از توسعه و نفوذ معنوی اسلام
در ایران رنج میبردهاند ، زیرا آنها بیش از اینها احساس غبن میکردهاند
و به همین جهت است که امروز هم که قرنها از آن تاریخ میگذرد وقتی که
[١] همان کتاب ، صفحه ٥١٢ - . ٥١٣